
در يک اقدام عجيب و در ادامه سريالهاي هاله نوراني، چاه عريضه جمکران و ... رييس يک سازمان در حضور رئييس جمهور خطاب به او و حاضران گفته است: اگر بناباشد پيامبري (بعد از حضرت خاتم) بيايد، آن احمدينژاد (خواهد) بود.
به گزارش ايسنا رييس ديوان محاسبات كشور با ابراز خشنودي از حضور رييسجمهور در همايش ديوان محاسبات كشور گفت: در سوريه در شهر تاريخي بصرا كه اسم آن را بعضا ممكن است نشنيده باشيد، يكي از مسلمانان به من گفت كه من معتقدم اگر بنا بود بعد از پيامبر، پيامبري بيايد، آن احمدينژاد بود و اين ابراز احساسات براي ما افتخار بزرگي است. در حلب ما افتخار ميكرديم؛ چرا كه در اين شهر وقتي راه ميرفتيم همه به ما احترام ميگذاشتند و به بركت وجود شما، ما را مورد نوازش و احترام قرار ميدادند و حتي در جاهايي ما را به چاي و بستني دعوت ميكردند و ميگفتند دكتر احمدينژاد رييسجمهور ماست. در اين كشورها حال و هواي ديگري حاكم بود.
((فجيع تر آنکه هيچ برخورد از سوي رياست جمهوري در آن جمع گزارش نشده است!))
نيايش: خدايا ما را نجات بده از دست اين جماعت متملق و چاپلوس و نون به نرخ روز خور و ... ! خدايا عاقبت ما را ختم به خير گردان!
براي خواندن عکس العمل شديد عماد فروغ نماينده مجلس و جوابيه آقاي رحيمي ادامه را کليک کنيد.
شهید آوینی معتقد بود ذائقه آدمهای روزگار ما را تبلیغات شکل می دهند. خانمی که یک ماه مداوم با تبلیغ یخچال ساید بای ساید بمباران می شود اگر سر ماه آن را نخرد، احساس خسران و نارضایتی از زندگی دراو به قدری عمیق می شود که زندگی اش را غمبار و مایوس می بیند. حتا اگر تهیه مبلغ 2 میلیونی آن به قیمت قرض و سختی و بد بختی فراوان باشد. اضافه آن کنید مسائل فروانی از قبیل جراحی بینی، لیپو ساکشن، لیزرتراپی و ...
متاسفانه زندگی امروز ما را حقارت های خفته، کینه های شتری وامانده، تبلیغات پیرامون، چشم و هم چشمی های پست و آرزوهای خام شکل می دهند.
این است واقعیت پوچ زندگی زندگی امروز ما! تهی از جستجوی حقیقت ناب زیستن، عاری از وصایای اولیا و فیلسوفان!
ما آنقدر در زندگی خود غرق شده ایم که قدرت فکر کردن را از دست داده ایم. نمی دانیم چرا زنده ایم!
درباره کامنت قبلی ذکر چند نکته را ضروری میدانم:
2- من وجود برخی از حماقتهای صورت گرفته در سالهای گذشته را کاملا قبول دارم. صبحتهای ناشیانه برخی ها را نیز درباره اسرائیل علیرغم صحت مبنایی آن، در شرایط کنونی که همه روی حرفها و ایران کلید کرده اند را اصلا عاقلانه نمی دانم. اما این دلیل خوبی برای بی خیالی در حقوق ملی ما نمی شود.
4- این روزها بوی تعفن برخی شعارهای آمریکایی و غربی حتی خودشان را هم آزار می دهد. زندانهای مخفی، شنود ایمیل و مکالمات مردم، گوانتانامو و...چرا ما باید از تبلیغات آنها متاثر شویم.
5- مطمئن باشید ظرف 10 تا 15 سال آینده و با استحکام جای پای هند و چین در نظام سیاسی و اقتصادی بین الملل از وزن فضولی آمریکائیها و غرب در نظام بین الملل به شدت کاسته خواهد شد.
3- اما به نظر شما تا کی باید به قواعد متعارف ( و دزر عین حال ظالمانه) بین الملل تن داد. پشت قضیه ی امنیتی انرژی هسته ای، اهداف بیشمار اقتصادی بسیاری نیز پنهان شده است. چه خوشمان بیاید یا نیاید.
صحبتهاي آقاي خامنه اي درباره بستن شدن تنگه هرمز در صورت خطاي آمريکا عليه ايران بازتاب وسيعي پيدا کرده است. خاستگاه اين مسئله چيست؟ يادتان باشد چند ماه پيش نيز در اوج جنگ لفظي امريکا عليه ايران، تعدادي در ايران پيشنهاد استفاده از سلاح نفت را در برابر غرب و آمريکا در صورت ادامه تهديدها و يا جنگ و تحريم احتمالي داده بودند. به همين خاطر عده اي مثل چيني ها هنوز در حمايت از ايران مردد بودند. بعد از سفر امير عبدالله پادشاه عربستان به چين و قول او به آنها براي جبران کمبود نفت در صورت حمله به ايران، چيني ها در اجلاس بعدي شوراي حکام عليه ايران راي دادند. اين چراغ سبز عربها، مايه قوت قلب آمريکا و غرب بود. امري که بوش هم آن را علني ابراز کرد و بر شدت لفاظي خود افزود.
به نظر من حرفهاي آقاي خامنه اي بسيار هم بجا و بموقع بود و هشداري به اين عربهاست که از اوضاع کنوني سو استفاده نکنند. ما نبايد اجازه دهيم عربهاي فرصت طلب ما را گوشت قرباني کنند و در اثناي رنج ملت ايران براي خود دوبي ديگري برپا کنند. ساده لوحي است در برابر عربهايي که پنهاني عليه ما کار مي کنند بيکار بنشينيم.

شما بيانيه 5+1 و بيانيه خانم رايس را ببينيد. پر است از نخوت و تکبر و خود برتر بيني! آيا هيچ ايراني عزتمند و غيوري چنين اجازه اي مي دهد که چند کشوري که خود را مالک دنيا مي دانند (چون بمب هسته اي دارند) بنشينند و براي ما نقشه بکشند؟ اين اخطار ايران جلو يکه تازي غرب را نيز مي گيرد. آنها نيک مي دانند که امنيت انرژي دنيا بدون نقش ايران ممکن نيست. و نيز مي دانند که پيامد حمله به ايران موجب به هم ريختن آرامش منطقه و حتي امنيت کل دنيا مي شود. آيا عاقلانه است کشورهايي که عليه ايران ائتلاف مي کنند از عواقب جنگ با ايران در امان باشند؟ البته که نيست!
گرامی باد خاطره بزرگمردی که تبلور روح مطمئنه حق بود. کسی که از نهایت یقین سخن می گفت. هم او که تاثیرش با گذشت زمان بیشتر می شود. او که با دلی آرام، روحی شاد و ضمیری امیدوار به سوی جایگاه ابدی خویش سفر کرد. باشد که ما هم در هنگامه کوچیدن اینقدر سبکبال و آسوده باشیم!
داريوش آشوري انديشمند سرشناس ايراني روز سه شنبه 23 مه در مدرسه مطالعات آفريقايي و آسيايي دانشگاه لندن ( SOAS) در باره پيوندها و تقابلهاي اسلاميت و ايرانيت سخنراني داشت.

اين سخنراني که به دعوت بنياد ميراث ايران انجام شد آخرين گفتار از سلسله گفتارهايي بود که اين بنياد در آستانه مشروطه و برگزاري دو کنفرانس بزرگ مشروطه شناسي (در آکسفورد –ماه جولاي آينده) و ايران شناسي ( در لندن – ماه اوت) سازمان داده است.
داريوش آشوري به طرح مساله اي پرداخت که از نگاه او بحران عميقي در ايران امروز ايجاد کرده است، يعني کشاکش ميان دو بخش از ذهنيت ايراني، يکي ايمان اسلامي، و ديگر اتکا و افتخار به تاريخ باستاني ايران به عنوان هويت ناب ايراني. يعني آنچه که با ناسيوناليسم مدرن به ميدان آمد و در دوران پادشاهي پهلوي به صورت رسمي و نيمه رسمي به ايدئولوژي دولت تبديل شد.
اين کشاکش ايدئولوژيک ميان نهادهاي ديني و نمايندگان آن و دولت و دستگاه آن در دوران اخير تاريخ ايران از عوامل اساسي بحراني بود که به انقلاب اسلامي انجاميد.
ادامه را ببينيد