
تمام فایل در ۷ قسمت(۵۲۷/۴ مگابایت)
قسمت اول ۳۴۲ کیلو بایت - قسمت دوم ۷۲۸ کیلو بایت - قسمت سوم ۵۷۶ کیلو بایت - قسمت چهارم ۳۸۸ کیلو بایت - قسمت پنجم ۵۰۶ کیلو بایت - قسمت ششم ۷۸۶ کیلو بایت - قسمت هفتم ۳۰۶/۱ مگا بایت
به اطلاع می رساند، ما (من و بانو) هم بالاخره صاحب خودروی شخصی شدیم. به شما هم پیشنهاد می کنیم اگر پس از پرداخت اجاره خونه و قسط ازدواج و دانشگاه و قبض آب و برق و ایرانسل و تعمیر سنگ دستشوئی چیزی اضافه آوردید، آن را کنار بگذارید برای خرید خودروی شخصی تان! مطمئن باشید، بسیار کارتان را راه می اندازد. می توانید بروید و با آن از بازار سرکوچه تان مایحتاج روزانه را ابتیاع و با کمال آرامش و غرور به منزل برگردید! عکس خودرومان را در زیرمی بینید!

این تصویر یکی از اهالی روستای شورابیل اردبیل است که برای ثبت نام در ریاست جمهوری به وزارت کشور در سال 1384 رفته بوده است. او که فکر میکرد جمعیت ایران هفت و نیم میلیون نفر است، قرارکرده بود در کابینه خود آقای خاتمی را وزیر کشاورزی کند!! چون ایشان را زحمتکش می دانست . همچنین قرار گذاشته بود اگر در جلسه ای در کاخ سفید روبروی بوش بنشیند بگوید: نابود باد آمریکا! این عکس از چند فیلم در یوتیوب برداشته شده است:
باز بینی این فیلم و فیلمهای ذیل ها بخوبی نگرش عمومی و "غالب" به مقوله سیاست را در بین توده های کثیری از جامعه ایرانی نشان می دهد. مگر "احمدی نژاد" نماینده این توده ها نبود که حریفش هاشمی (نماینده طیف متمایل به نخبگان) را پشت سر گذاشت؟ به راستی آیا تفاوتی بنیادی بین نگرش این افرادی که در اینجا معرفی شده ان با آقای احمدی نژاد دیده می شود؟ میزان آن چقدر است؟ کافی است به سیاست خارجی یا نحوه چینش وزیران و معاونانش (داوودی و مشایی و خانم جوادی) بنگریم! در صحبت هریک از این افراد رگه هایی از رفتار احمدی نژاد وجود دارد. کافیست یک کمی فکر کنیم!

کمتر از دو ماه دیگر دهمین سالگرد این خاطره قشنگ است. شبیه یک خواب قشنگ. یک رویای دلچسب!
یادش بخیر! خاتمی در عین ناباوری و با رایی بی نظیر بر مسند ریاست نشست. در روزهای اولیه دوم خرداد چه نشاط و حرکتی جامعه را گرفته بود. اتفاقی که می توانست بانی بسیاری از تغییرات بنیادی در نظام سیاسی ایران بعد از انقلاب باشد.
به گواهی تاریخ و به دلیل فضای استبداد زده ایران، مقاومتهای نظام فاسد سیاسی و اجتماعی همواره به حدی بوده که مردان اصیل اصلاحات در ایران از حسنک وزیر گرفته تا امیر کبیر، قائم مقام و مصدق همواره در راه عقیده و ایمانشان سلاخی شده اند اما افسوس! افسوس که خاتمی مرد چنین کارزاری نبود. او شجاعت اصلاحگران گذشته را نداشت. گرچه آگاهی به درستی راهش داشت اما به یقین نرسیده بود....او درگیر بسیاری از دلبستگیهایش بود. مفاهیمی چون نظام، انقلاب و... هر چه حریفان سیاست می کردند او نجابت به خرج می داد. منش او طوری بود که به بیان دکتر سروش "آن سید خندان بسیاری از آرزوها را به خاکستر نشاند".
افسوس!... بگذریم و بیش از این سنگ بر مرده اصلاحات نزنیم.
گفتنی است در زمان برگزاری این نشست در مسجد سردار ارومیه در اردیبهشت سال 76، عده ای از طرفداران آقای ناطق، جلسه را بر هم زده و با تعدادی از دانشجویان حامی خاتمی کوفتمان کردند!.... یادش بخیر!

ادامه را کلیک کنید
"آقای ده نمکی! لطفا بیش از این خود را درگیر مسایل حاشیه فیلم اخراجیها نکنید. مگر شما کار دیگری ندارید که تمام فکر و ذهن خود را به گیشه ی فیلم دوخته اید. امروز هم اطلاع دادید که از یک میلیارد گذشته اید! مبارک است. ولی فراموش نکنید که زندگی جاری است و هنر جریان دارد. چیزی که مرا رنج میدهد این است که شما هنوز در اندیشه تلافی و پاتک هستید. با همان ادبیات شلمچه و یا لثارات! زور می زنید تا حقانیت فیلم خود را و ظلمی را که بر فیلم رفت را ثابت کنید. در ارزشمندی کار شما شکی نیست اما همین هنگام که شما در لابلای مطالب وبلاگ خود به فکر بازسازی چهره خود هستید که در جشنواره تخریبش کردند دیگر فیلمسازان در اندیشه تجربه های جدیدند. به همان یکی اکتفا نکنید. اخراجیها را رها کنید و بچسبید به تجربه ای دیگر. اما یادتان باشد که شما هنوز باید بسیار بخوانید و بدانید و تجربه کنید. بی تعارف عرض شود که فیلم اول شما ایرادهایی جدیی در فیلمنامه و کارگردانی دارد. پس بی جهت وقت خود را صرف نوشتن مطالبی درباره شاهکار بودن اخراجیها پر فروش شدن آن نکنید. هنری بودن یک فیلم با میزان فروش آن تفاوت جدی ی دارند. خبر رسانی و تبلیغات فیلم را بر عهده تهیه کننده و پخش کننده فیلم بگذارید. اینطوری ارزش خود را پایین می آورید. نشان دهید که "اخراجیها" یک اتفاق نبود. لطفا بیش از این درباره "اخراجیها" ننویسید. خواهش می کنم! منتظر کار بعدی تان هستیم.