تبليغاتX
لینکنا، مرجع لینکها و وبلاگهای فارسی اتوپیا، در جستجوی آرمانشهر ایرانی

تعزیت داشتن شیعه‌ی اهل حلب هر سالی در ایام عاشورا به دروازه‌ی انطاکیه و رسیدن غریب شاعر از سفر و پرسیدن کی این غریو چه تعزیه است


 روز عاشورا همه اهل حلب **باب انطاکیه اندر تا به شب
گرد آید مرد و زن جمعی عظیم **ماتم آن خاندان دارد مقیم
ناله و نوحه کنند اندر بکا **شیعه عاشورا برای کربلا
بشمرند آن ظلمها و امتحان **کز یزید و شمر دید آن خاندان
نعره‌هاشان می‌رود در ویل و وشت **پر همی‌گردد همه صحرا و دشت
یک غریبی شاعری از ره رسید **روز عاشورا و آن افغان شنید
شهر را بگذاشت و آن سو رای کرد **قصد‍ِ جست و جوی آن هیهای کرد
پرس پرسان می‌شد اندر افتقاد **چیست این غم؟ بر که این ماتم فتاد؟
این رئیس زفت باشد که بمرد **این چنین مجمع نباشد کار خرد
نام او و القاب او شرحم دهید **که غریبم من شما اهل دهید
چیست نام و پیشه و اوصاف او **تا بگویم مرثیه ز الطاف او
مرثیه سازم که مرد شاعرم **تا ازینجا برگ و لالنگی برم
آن یکی گفتش که هی دیوانه‌ای **تو نه‌ای شیعه عدو خانه‌ای
روز عاشوار نمی‌دانی که هست **ماتم جانی که از قرنی بهست
پیش مؤمن کی بود این غصه خوار **قدر عشق گوش عشق گوشوار
پیش مؤمن ماتم آن پاک‌روح **شهره‌تر باشد ز صد طوفان نوح
گفت آری لیک کو دور یزید؟ **کی بدست این غم؟ چه دیر اینجا رسید
چشم کوران آن خسارت را بدید **گوش کران آن حکایت را شنید
خفته بودستید تا اکنون شما **که کنون جامه دریدید از عزا
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان **زانک بد مرگیست این خواب گران
روح سلطانی ز زندانی بجست **جامه چه درانیم و چون خاییم دست
چونک ایشان خسرو دین بودهاند **وقت شادی شد چو بشکستند بند
سوی شادروان دولت تاختند **کنده و زنجیر را انداختند
روز ملکست و گش و شاهنشهی **گر تو یک ذره ازیشان آگهی
ور نه‌ای آگه برو بر خود گری **زانک در انکار نقل و محشری
بر دل و دین خرابت نوحه کن **که نمی‌بیند جز این خاک کهن
ور همی‌بیند چرا نبود دلیر **پشتدار و جانسپار و چشم‌سیر
در رخت کو از می دین فرخی؟ **گر بدیدی بحر، کو کفّ سخی؟
آنک جو دید، آب را نکند دریغ **خاصه آن کو دید آن دریا و میغ

دفتر ششم مثنوي ابيات 777 ـ 805

+ نوشته شده در 86/10/29 توسط صدرا | Balatarin Donbaleh

- حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود. افسوس که بجای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگ ترین دردش را بی آبی نامیدند.

- در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند و بر حسینی میگریند که آزاد زیست.

+ نوشته شده در 86/10/29 توسط صدرا | Balatarin Donbaleh

کمی از هیاهوی کوچه و خیابان بیا بیرون

نترس خدا هیچ کس را به جرم اندیشه بازخواست نمیکند.

اشکال کار کجاست ؟ ۱۴۰۰ سال است که به سر میزنیم تا چه شود؟

خواهش میکنم به سوال من پاسخ دهید. قرار است چه اتفاقی بیافتد؟ در جوامعی که محرم نیست چه اتفاق ناگواری میافتد؟ در جوامعی که محرم هست چه اتفاق مبارکی می افتد؟

 

 

+ نوشته شده در 86/10/29 توسط صدرا | Balatarin Donbaleh

ابوالقاسم بیات از جوانان مشهدی که در بخش IT مشغول است، نامزد هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از حوزه مشهد و کلات گردید.
زندگینامه، تحصیلات، تجربیات و برنامه های او را می توانید در سایت موقت ایشان مشاهده نمایید:

http://abayat.blogfa.com

از کلیه دانشجویان و دوستان وبلاگی مشهدی درخواست میگردد، هر گونه پیشنهاد و اعلام همکاری خود را با ایشان در میان بگذارند ...

+ نوشته شده در 86/10/27 توسط سعید | Balatarin Donbaleh

ابتدا مجموعه نظرات مهدي و فواد را دردو سوال زير بازنويسي ميكنم:

 

1-     مگر خود امام حسين (ع) نفرمودند "انا قتیل العبره , من کشته اشک هستم و هیچ مومنی نام مرا نمی شنود مگر اینکه اشکش سرازیر شود". ؟ (پس چرا ميگويي بر حسين نبايد گريست)؟

2-     چرا قرار است همه انسان های جدید سکولار باشند؟

 

در اين پست به سوال  اول ميپردازيم :

اولا من هرگز نگفته ام گريه  بر حسين (ع) بد است يا  نبايد گريست. اصلا مگر ميشود براي واكنشهاي عاطفي يك ارزش داوري  يا يك توصيه مطلق بيان كرد؟ من حتي در مذمت قمه زني هم گفتم " امروزه اين فرم بد است" . خلاصه عقيده من ايت است كه :

 

1-     گريه بر حسين هدف نيست بلكه وسيله است لذا نبايد از آن يك استراتژي ساخت و نبايد آنرا فرم ثابت و لايتغير فرهنگ عاشورا پنداشت.

2-     گريه بر حسين اگر همراه با معرفت نباشد نه تنها بي ارزش است بلكه بسيار مهلك است.( در پست قبلی به بعضی از این آفات اشاره نمودم)

 

ثانيا رويكرد من به اين مسئله كاملا برون ديني آنهم با گرايش مردم شناختي بود. در نگاه برون ديني جناب مهدي ! يا اصلا نبايد وارد شد و يا اگر وارد ميشويد بايد با روحييه برابري طلبي وارد شويد يعني در اين رويكرد بيان امام و من  در يك ترازوي معرفت شناختي قرار ميگيرد و هيچكدام مقدس يا نجس نيست.

 

ثالثا شما ميتوانيد با رويكرد نقلي و تاريخي (علم روايت) وارد شويد در اينصورت شعار و ضرب المثل مرقوم نفرماييد بلكه ثابت كنيد كه اين حرف منتسب به امام (انا قتیل العبرة ، لایذ کرنی مومن الا بکی) حديث وثيق و حسن و متواتر و محكم است. و نشان دهيد برخي اشكالات مثلا آشفتگي حديث ( چون  در اين حديث وحدت تعبير و كلمه نيست و اين يك نقص براي يك حديث محسوب ميشود مثلا در جاي ديگر آمده انا قتیل العبره لا یذکرونی مومن الا استعبر  يا ... ) وارد نيست.

 

البته مستحضريد كه  تحليل برون ديني لز.ما نه مبتني بر نگرش ضد ديني است و نه لازمه ضديت با دين بلكه نگاه از زاويه ديگر است:

گريه كنيم كه چه شود؟

الف) پيام عاشورا منتقل شود.          ب) تولي و تبرا كنيم      ج) به آرامش برسيم     د) گناهانمان بخشيده شود.      ه) تا به دستور ائمه عمل كرده باشيم      و ) تا جامعه اي حسيني داشته باشيم      يا ساير موارد؟

+ نوشته شده در 86/10/25 توسط صدرا | Balatarin Donbaleh

مقدمه : از آنجا ئيكه آيينها هويتي فرهنگي دارند و نيز از آنجائيكه به عقيده من  فرهنگ عبارتست از مجموعه باورها و احساسات و خواستها و آداب و رسوم يك جامعه كه از نسلي به نسل ديگر منتقل ميشود تا انسانها بتوانند بر اساس آن مسائل(نظري) و مشكلات (عملي) زندگي خود را بيابند و آنها را حل نمايند؛ لذا با نگاهي كاركردشناختي ميتوان نتيجه گرفت كه " آيين مطلوب "آييني است كه معتقدان و ملتزمان آن آيين اولا در شناخت مسائل و مشكلات زندگي موفق اند ،ثانيا در حل آنها موفق هستند ثالثا از آن آيين براحتي تاثير پذيرند و رابعا در انتقال اين تاثير پذيري  به نسل بعد موفق اند .    

از آنجائيكه هر آييني داراي دو وجه اساسي "فرم و محتوا" ميباشد لذا در سنجش آيين ها ، چهار سنجه و معيار فوق را ميتوان اينگونه بازگويي نمود:

الف) فرم هر آييني بايد دو كاركرد اساسي داشته باشد:

1-      تاثير گذاري خوب در راستاي محتوا براي مخاطب فعلي.

2-      حفظ و انتقال محتوا براي مخاطب آينده.

ب)محتواي خوب نيز بايد دو كاركرد اساسي داشته باشند:

1-      فراهم ساختن بستر معرفتي مناسب براي كاهش جهل مردم.

2-      فراهم ساختن بستر رواني مناسب براي كاهش درد مردم.

 

*************************************

 

آيين محرم:

به عقيده من محرم در كنار رمضان و نوروز سه آيين بزرگ(به لحاظ  مدت زمان برگزاري و شدت تاثير گذاري در زندگي روز مره و هنر و ادبيات  ) ايرانيان مسلمان است.

محتوا يا پيام آيين محرم:

1-      محتواي سياسي: حقانيت اهل بيت پيامبر در بدست گيري قدرت و ظلم بني اميه و بني عباس به خاطر غصب اين حق.

2-      محتواي اخلاقي: عزت و آزادگي ، (روايت ترس مسلمين در مقابل حاكم فاسد و ظالم و مذمت آن)

3-      محتواي اجتماعي: امر به معروف و نهي از منكر ( روايت بي تفاوتي مسلمانان در مقابل حاكم فاسد و ظالم و مذمت آن)

4-      محتواي عرفاني: معاشقه امام حسين با خدا.

5-   محتواي اسطوره اي: مبارزه و جدال مظهر خير با مظاهر شر ( روايت تراژدي شكست خير علي رغم اطلاع ازلي امام ) و دادخواهي از خير اعلي ( خدا) و وعده انتقام از شر در آخرالزمان.

 

فرم يا آداب آيين محرم:

1-      گريه و  شيون

2-      خود زني (با دست و زنجير و قمه به سر و كتف وسينه زدن )

3-      شعر و موسيقي (مرثيه و سينه زني و ذكر مصيبت )

4-      حركت هاي سمبليك (سينه زني و راهپيمايي عزاداران با لباس و پرچم سياه)

5-      موعظه روحانيون

6-      قرباني و احسان خوراكيها و آشاميدنيها.

 

******************************************

 

نقد آيين محرم:

با توجه به سنجه هاي ذكر شده براي سنجش آيينها( 4 سنجه) و با در نظر گرفتن مولفه هاي فرمي و محتوايي آيين محرم( 11 مولفه) به نظر ميرسد چند نقد بر اين آيين وارد است:

 

1-      محتواي سياسي: ما اين پيام سياسي را براي چه منتقل ميكنيم؟ براي كه منتقل ميكنيم؟ چه سودي به حال ما دارد؟ چه سودي به حال نسلهاي بعدي دارد؟ آيا اساسا با اينهمه تغيير و تحول در معناي واژگاني مثل انسان ، حكومت، ولايت، سعادت، دين، بشر، و .... انتقال و فهم و تاثير پذيري از اين پيام ممكن است؟ واقعا ما چه ميكنيم؟ امروزه واقعا مصداق حكومت يزيدي و اموي و عباسي و ..كدام حكومت است؟ چرا؟

 

2-      محتواي اخلاقي: در درستي اين معيار شكي نيست اما در مقام عمل آيا ذليل تر و اسير تر و برده تر از شيعيان سراغ داريد؟ با نگاهي به وضعيت فرهنگي و اقتصادي و سياسي مردم عراق و ايران كه اكثريت شيعه را در خود جاي داده شايد با من هم عقيده شويد.  

3-      محتواي اجتماعي:  نميدانم آيا نيازي به استدلال هست كه بگويم همه فروع دين در عصر ما مبتذل شده ؟!

ستاد امر به معروف و نهي از منكر بهترين گواه من بر ابتذال اين اصل ( امر به معروف و نهي از منكر) است چون اولا وجود اين ستاد به معني آن است كه در جامعه اين اصل متداول نيست ( هر آنچه در حال فرو ريختن است تكيه گاه ميطلبد!) چه كسي ميتواند نماينده نماينده نماينده ولي فقيه را امر به معروف كند؟ چه كسي ميتواند ....؟ ثانیا عملکرد این ستاد و نهاد های مشابه ( مثلا در بر خورد با بی حجابها) نشان میدهد که نظرا و عملا   این اصل مبتذل شده است.

 

4-      محتواي عرفاني : پيام مغفول محرم ! در اين باب چه ميتوانم بگويم؟

ندانم کار، دیگرگون چرا بود؟

ز شرح و و صف ما بیرون چرا بود؟

گل سرخ ار ز بی آبی شود زرد

رخ او در عطش گلگون چرا بود؟(قيصر)

 

5-      محتواي اسطوره اي : هيچ فرد و جامعه اي بي نياز از اسطوره نيست! لكن اسطوره ها بايد كاركرد فرهنگي خوب (فراهم ساختن بستر رواني مناسب براي كاهش درد مردم و فراهم ساختن بستر معرفتي مناسب براي كاهش جهل مردم) خود را حفظ كنند و الا يا بايد آنها را دور ريخت و يا بازخواني كرد.

من حیث المجموع در نقد محتوای آیین محرم باید گفت:با توجه به سنجه های مربوط ( کاستن جهل و درد مردم) این آیینها مخصوصا امروزه نه تنها بستری برای کاهش درد و جهل مردم نیست بلکه عاملی برای تئوریزه شدن و توجیه شدن و در نهایت افزایش جهل و درد مردم  شده است.

 

6-      در باره فرم آيين محرم:

ترديدي نيست كه آنچه بر حسين و يايران او گذشته تاسف بار است اما آيا توصيف واقعه عاشورا بايد صرفا ناظر به وجه تاريك آن باشد؟ ثانيا آيا اين توصيف بايد تبديل به توصيه شود؟

مطابق بهترين توجيه :گريه بر حسين يك روش براي انتقال اين پيام است كه ائمه آن را توصيه كرده اند. اما اين انتقال حتي اگر براي آينده گان قابل فهم و استفاده باشد چه سودي به حال گريه كننده دارد؟ اولا انسان جديد خواه نا خواه سكولار است و براي انسان سكولار انجام كاري كه اينك و اينجا هيچ اثري ندارد غير عقلاني و تحمل ناپذير است بنابر اين اين فرم نه موجب تاثير گذاري بر انسانهاي امروز و فردا خواهد شد و نه بالتبع موجب انتقال آن به نسل بعد . و ثانيا آثار منفي گريه با اين هدف كه بسيار بيش از آثار مثبت آن ( اگر قائل به آثار مثبت باشيم ) است . از آن جمله عجب ( خود برتر بيني) ، ريا ، دروغ و جعل ، تحرف و تفسير نادرست،و سطحي نگري و عوام فريبي و فرصت ندادن به تعقل .

خلاصه نقد من بر فرم آيين محرم آن است كه اولا  فرمهاي خوب منحصر در 6 فرم رايج نيست . ثانيا فرم خودزني يقينا خوب نيست ثالثا 5 فرم ديگر بايد بر اساس سه علاقه فرهنگي انسان معاصر كه عبارتند از: نتيجه گرايي ( ونه آخرت گرايي) ، معنويت گرايي ( ونه دين گرايي)، عقل گرايي ( ونه تعبد گرايي) بازسازي شوند.

البته نباید گمان برد که این اصلاحات صرفا یک کار روشنفکرانه است . مثلا سابقه نگاه مثبت و سرور گرا ( ونه منفی و ماتم گرا) را با تامل در این گتار از ابن طاووس در مقدمه لهوف میتوان فهمید:

" اگر چشمان مردمان به گریه عادت نداشت، آنگاه محرم را به عیش و سرور روایت می‌کردم.
و اگر نبود امتثال فرمان سنت نبی و کتاب پروردگار... هر آینه در مقابل این نعمت بزرگ، جامه‌های سرور و بشارت به تن می‌کردیم."
 

 

+ نوشته شده در 86/10/19 توسط صدرا | Balatarin Donbaleh

چه کسی باور میکند این روزگار ملتی است که نفت ۱۰۰ دلاری صادری می کند؟ این همه توهین به شعور و شخصیت ملت چرا؟ زنان و پیر مردان بازنشسته برای گرفتن یک پاکت شیر یارانه ای باید یک دو ساعتی در زیر بارش برف صف بایستند! تازه اگر به همه برسد!

تازه می فهمم چرا احمدی نژاد همیشه می گوید: اللهم عجل لولیک الفرج!

عجب صبری خدا دارد!

عجب صبری "این ملت" دارند!

تهران، صبح روز یکشنبه -  صف طولانی شیر در زیر بارش برف

                  صف شیر

                   صف شیر

+ نوشته شده در 86/10/18 توسط سعید | Balatarin Donbaleh

خبر تکان دهنده و غافلگیر کننده بود. هیات دولت، به مناسبت بارش رحمت الاهی، مملکت مومنان را دو روز تعطیل کرد!

قطعا تعطیلی های تهران 5 روز است فعلا. چرا که تنها روز کاری باقی مانده این هفته ، اگر تعطیل نشود، چهارشنبه است. که آن روز را هم کارمندان شریف دولت می توانند به انواع  ترفندها، دیر آمدن به سرکار، با مرخصی ساعتی، رفتن توی صف بانک و .. به راحتی بپیچانند!

در چنین شرایطی عملا هیچ کاری از مملکت پیش نرفته و هیچ گرهی از مردم سرگردان و حیران باز نخواهد شد. علاوه بر این تعطیلی های مکرر بی حساب دیگری هم که گاهی به بهانه ی "عید فطر"، گاهی "آلودگی هوا"، "و گاهی هم به بهانه "بارش برف" اعلام می شود باعث می شود تا کار ادارات و سارمانهایی که از سفره لایزال نفت ارتزاق می کنند، بخوابد. این را بگذارید به کاهش ساعت کار در ماه رمضان و تعطیلی عملی یک ماهه مملکت!

به گمانم این تعطیلات، تنها پوششی برای مخفی نگه داشتن ضعفهای اجرایی و مدیریتی کشور است. در بخش خدمات عمومی، حمل و نقل و غیره. بارزترین نمونه آن ناتوانی دولت در کنترل و مدیرت وسایل نقلیه عمومی است  تا مردم و کارمندان کنار خیابانها نمانند و  به موقع سرکار حاضر شوند. اگر قرار باشد با هر بارش برفی یک کشور دو روز مملت تعطیل شود، بایستی کشورهای شمال اروپا و شهرهای شمالی روسیه، در تمام سال تعطیل باشند! 
این طلای سیاه، چه معجزه ها که نمی کند! "رواج "تنبلی"، "تن پروری" و "مفت خوری" از این بهتر!
در این میان چه کسی پاسخ ضرر و زیان شرکتهای خصوصی را می دهد؟

+ نوشته شده در 86/10/16 توسط سعید | Balatarin Donbaleh

روزی که "بوتو" ترور شد، به یقین دانستم که "سیاست بی پدر و مادر تر از آن است که من تاکنون فکر می کردم"!

به گفته دکتر مهاجرانی ، موراکامی داستان زیبایی د ارد به نام "پس از تاریکی". اما نمی دانم تا چه حد داستان را درک کرده ام. اگر درست فهمیده باشم قضیه این باشد که باید "سختکوش" و "کمال جو" بود و در مسیر تعالی از "رفاه و آسایش دنیایی" گذشت!
اگر این تعبیر درست باشد، نمود عملی آن در زندگی روزمره ما چگونه است؟  آیا شایسته است که آدمی برای تحقق شعار های آرمانگرایانه اش، برای آزادی، برای رفاه و برای "زندگی کردن برای دل خود"، انواع رنجها و مرارتها از قبیل بی نانی و زندان و درفش و تازیانه روزگار و آدمهای روزگار را تحمل کند؟ حد این مقاومت و پایداری تا کجاست؟ "سهم" بستگان او از این روزگار چیست؟ گناه آنها در همراهی چنین آدم آرمانگرایِ اصلاح طلبِ آزادی خواه، که خواسته ای جز رفاه و رشد بشریت ندارد، چیست؟ این سئوال بزرگ زندگی من است.

وقتی نگاه می کنم، رسیدن به آرمانها، اهداف، و شاید غنیمت و رفاه، تنها از حاضر بودن در خط مقدم نبرد حاصل نمی شود. چه بسا کسانی عمری را مبارزه کنند ولی عده ای از راه برسند و بر "اسبهای راهوار" آماده شده سوار شوند. چه بسیار مبارزان انقلابی بودند که قبل از انقلاب در زندان بودند، بعد از انقلاب هم به زندان افتادند. چه بسیار آدمهایی که زن و فرزند و خانواده شان در راه ایده های سیاسی شان نابود گشت. چه بسیار انقلابیونی بودند که بعد از پیروزی از قطار دولت و حکومت انقلابی پیاده شده و گوشه انزوا اختیار کردند.

ترور بوتو تلنگری بود به پویندگان سیاست و کسانی که آرزویشان پا گذاردن در پله های سیاست است.
از دکتر مهاجرانی – که 25 سال را در این راه گذاشته- درباره تجربه اش پرسیدم: (ذیل نظرات این مطلب در وبلاگ او)

"آقای دکتر! تعادل بین "طلب نان" و "طلب آرمانهایتان" در دوره جوانی تان چگونه بود؟ اکنون که به گذشته خود فکر می کنید، آیا از افکار جوانی تان، وقتی جوانی 23- 24 ساله در اولین مجلس پس از انقلاب بودید، پشیمان یا حتی شرمنده نیستید؟"

بار اول که جواب نداد. دوباره پرسیدم در جواب نوشته بود: " برخی پرسش ها به زمان نیاز دارند. از جمله پرسش شما. فعلا بنا ندارم در باره عمر صرف شده در سیاست داوری کنم تا روزگارش برسد".

امیدوارم زنده باشم و داستان 30 سال "ایرانِ پس از انقلاب" را از زبان بازیگران اصلی آن، بی هیچ کم و کاستی بخوانم!

+ نوشته شده در 86/10/16 توسط سعید | Balatarin Donbaleh

 

معصومه ابتکار 

مقدمه :

 معناي لغوي حجاب :حجاب در لغت به معناي پوشش است. در عرف ايراني به معناي پوششي است كه زن براي پوشاندن سر و بدن از آن استفاده ميكند.

معناي اصطلاحي حجاب: پوشش بدن الا وجه (گردي صورت) و كفين(دومچ دست) را حجاب ميگويند.

 مسئله حجاب: آيا حجاب شرعا واجب است؟ چرا؟

شرح مسئله: آيا پوشاندن بدن زن الا صورت و دستها در مقابل نامحرم براي همه زنان در همه زمانها و در همه مكانها شرعا واجب است؟ چرا؟

تبار شناسي مسئله: حوزه هاي معرفتي پاسخگو به مسئله عبارتنداز فقه ، تفسيروكلام جديد.

توضيح:براي دريافت پاسخ به قسمت اول سوال (آيا حجاب شرعا واجب است؟) بايد به سراغ فقه رفت اما پاسخ سوال دوم(چرا حجاب واجب است /نيست؟) لزوما فقهي نيست . بلكه ميتواند فقهي یا تفسیری يا كلامي باشد:

- فقه :اين مسئله در فقه در دو باب "عبادات" و "معامله" بحث ميشود. البته با نام " ستر" و نه " حجاب". در باب عبادات براي بيان شروط صحت نماز براي خانمها( ستر صلاتي) و در باب معامله در ذيل بحث نكاح و براي بيان نگاه مرد خواستگار به زن قبل از جاري ساختن صيغه عقد(ستر غير صلاتي) .

- تفسير:اين مسئله در علم تفسيرقرآن عمدتا در آياتي از دو سوره (احزاب و نور) كتاب شريف مطرح است:

1-     یا ایها النبى قل لازواجك و بناتك ونساء المؤمنین یدنین علیهنّ من جلابیبهن، ذلك ادنى ان یعرفن فلایؤذین وكان اللّه غفوراً رحیماً. (59 احزاب)
(اى پیامبر! به همسران و دختران خود و زنان مؤمن بگو: روسريهاي بلند خود را بردوش گیرند. این بهتراست، براى این كه (به پاكدامني) شناخته شوند و مورد آزار و اذیت قرار نگیرند و خدا آمرزنده مهربان است.)

2-     قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهنّ ویحفظن فروجهنّ ولایبدین زینتهنّ الا ما ظهر منها ولیضربنّ بخمرهنَّ على جیوبهنّ ولایبدین زینتهنّ الاّ لبعولتهنّ او آبائهنّ او .... لعلّكم تفلحون.(31 نور)

(چشمان خود را از نگاههاى ناروا فرو گیرند، اندام خود را بپوشانند، زینت و آرایش خود را به جز آن جا كه ناگزیر آشكار مى شود، بر بیگانه آشكار نسازند، سینه و دوش خود را به روسري  بپوشانند، زینت و جمال را ننمایانند، جز براى ....( محارم)،  باشد كه رستگار گرديد.)

البته در ساير آيات مثل 32 و 33 احزاب نيز بحث حجاب پيش كشيده ميشود لكن محوريت اصلي قرآن در همان دو آيه (59 احزاب و 31 نور )است.

- كلام جديد: در كلام جديد هيچ بحث مستقلي تحت عنوان "حجاب" يا " ستر" مطرح نيست لكن لازم و ملزوم بسيلري از مسائل كلام جديد  است ، ازآنجمله: مسئله " قلمرو دين" ،" گوهر و صدف دين"،" رابطه ى عقل و دين"،" رابطه ى دين و دنيا" و " رابطه ى دين و اخلاق".

پاسخها: پاسخهاي مختلفي از رويكردهاي مختلف( فقهي ، تفسيري، كلامي) به مسئله حجاب داده اند:

1-     پاسخ فقهي به قسمت اول مسئله (آيا پوشاندن بدن زن الا صورت و دستها در مقابل نامحرم براي همه زنان در همه زمانها و در همه مكانها شرعا واجب است؟):

الف: بله واجب است.( نظر اكثر فقهاي متاخر و برخي فقهاي قديم)

ب: نخير واجب نيست.( نظر اكثر فقهاي متقدم و برخي فقهاي جديد)

البته لازم به توضيح است كه اصل پوشش عورت ، بر مرد و زن مسلمان واجب است لكن فقهاء در مصداق عورت زنان اختلاف نظر دارند. يعني اكثريت فقهاء ، پوشاندن سر را براي زنان مسلمان آزاد( غير برده ) لازم دانسته اند و « سر و گردن » را نيز از مصاديق عورت مي دانند. اما تمامي فقهاي شيعه ( بلكه تمامي فقهاي اسلام ) پوشاندن سر و گردن را بر زنان مسلماني كه برده بودند ، واجب نمي دانند . بلكه كساني مثل شيخ صدوق و گروهي از علماي قم ( در زمان صدوق ) پوشش سر را بر زنان برده ، حرام مي شمردند . در حاليكه پوشاندن عورت بر آنان نيز واجب بود.( مثلا رجوع كنيد به مقالاتی از احمد قابل در این زمینه )

 

2-     پاسخ تفسيري به قسمت دوم سوال:

الف : در توجيه آنكه چرا واجب است.

ب : در توجيه آنكه چرا واجب نيست.

3-     پاسخ كلامي به قسمت دوم سوال:

الف : در توجيه آنكه چرا واجب است.

ب : در توجيه آنكه چرا واجب نيست.

 در اين نوشتار در نظر دارم يك توجيه كلامي براي عدم وجوب مطلق( بر همه زنان در همه زمانها و همه مكانها) حجاب ارائه دهم .

 

ادامه در نوبت بعد

+ نوشته شده در 86/10/15 توسط صدرا | Balatarin Donbaleh

 
نوشته صدرا زنجانی**
... در نگاهی به تاریخ معاصر می توان گفت که مظاهر تجدد ( مثل تكنولوژي - دانشگاه - مجلس - سينما - و ...) ایرانیها را فريب داده است. ما فكر ميكنيم مشكلاتمان مثلا در برخي كمبودها در اين مظاهر تجدد است . يا اگر بخواهيم كمي تعمق بكنيم ميگوييم مشكل ما مديريت دولت يا شهرداري يا ترافيك و امثالهم است .در حاليكه يك سوال همه اين توهمات را بر باد ميدهد: چرا 100 سال ( معتقدم براي گم نشدن در تاريخ برويم سراغ دوران جديد بعد از مشروطيت) است كه اين مشكلات باقي مانده و بلكه افزايش يافته؟ در مقابل اين پرسش ويرانگر يك پاسخ اقناع كننده رايج است : توطئه دشمن ( مخصوصا انگليس) ! اين پاسخ بقدري رايج است كه تبديل به ضرب المثل شده ( تحليل دايي جان ناپلئوني)! در مقابل اين پاسخ ( كه چه عرض كنم پاسخ نماي مبتذل) بايد يك سوال ويرانگر ديگر پرسيد: چرا يك ملت با اين همه ادعاي هوشمندي و تمدن و تدين و فرهنگ 100 سال است كه فريب ميخورد! و اسير توطئه ها ميشود؟ ما بايد يقه خودمان را بگيريم نه دشمن.دشمن بايد دشمني كند. مابايد نگران خودمان باشيم نه اسلام . اسلام براي نجات ما آمده نه برعكس.
پس براي حركت بسوي اتوپيا چند اصل را بپذيريم و ملتزم شويم:
1- خودمان را بشناسيم.( شناخت وضعيت موجود)
2- جهان ايده آل را و مخصوصا فرد انساني و جامعه انساني ايده آل را بشناسيم ( شناخت وضعيت مطلوب)
3- به عقب ماندگي بنيادين ( و نه ظاهري) فرهنگيمان صادقانه اعتراف نماييم.
4- نقش بي بديل و بنيادين توسعه فرهنگي در توسعه و ترقي كشور را بپذيزيم.
5- نا اميد نباشيم.
6- خودمان را به نحو صحيح نقد كنيم.( آسيب شناسي)
7- راه اصلاح واقعي را بيابيم.
7- لزوما در همه مراحل فوق از همه اديان و علوم و تجربيات ملل ديگر و عقل جمعي استفاده كنيم.
 
**دوست عزیزم صدرا، کارشناسی ارشد خود را در رشته فلسفه با گرایش منطق، گرفته و در حال حاضر در دانشگاه، دروس الهیات، فلسفه و تاریخ علم را تدرس می کند.
* انتخاب عنوان از اتوپیاست. به امید ادامه سلسله مطالب "عقب ماندگی در ایران" توسط ایشان.
+ نوشته شده در 86/10/12 توسط سعید | Balatarin Donbaleh