
اگر يك مدعي در توجيه ناكامي خود بگويد نگذاشتند يا نميگذارند ( يا چيزي شبيه آن مثل توطئه ميكنند ، كارشكني ميكنند، باند درست كرده اند، ....) آنگاه او در دفاع از خود از تئوري " نميگذارند " استفاده كرده است.
اين تئوري به لحاظ رواني براي ايرانيان اثنی عشری ! بسيار مقبول است چون به لحاظ تاريخي نقش بي بديل قدرتهاي پنهان را در سرنوشتشان درك كرده اند .
اما به لحاظ منطقي حاوي حداقل پنج مغالطه است:
(مغالطه يعني استدلال نما. يعني آنچه كه ادعا ميشود دليل است اما در اصل دليل نيست.مغالطه انواع مختلف و فراواني دارد. در بسياري از كتابهاي مغالطه شناسي حدود 130 نوع مغالطه مادي شناسايي شده است)
من اين پست را براي خودم سروده ام و براي خودم زمزمه ميكنم چون ميدانم صداي منطق در ايران ما شنيده نميشود.
کدام ایرانی الدنگ الاغی با شنیدن این خبر غصه دار نمیشود و یا از خنده روده بر نمیشود؟
آیا این مزخرفات . استراتژی است؟ اعتقاد است؟ تاکتیک است؟ شعر است؟ تبلیغات است؟ فرهنگ است؟ خبر است؟ گه است؟ .... خوشا به حال قوم عاد و ثمود خوشا به حال قوم لوط خوشا به احوال ابولهب و بدا به حال ما ایرانیان!
خوشتان بیاید یا نیاید . این احساس من است. ناب ناب !
تکمله:
توصیه رییس جدید ستاد حوادث ناگهانی برای رفع بلایای طبیعی: دعا کنید!
رئیس جدید ستاد حوادث ناگهانی در مراسم معرفی خود گفت: «برای رفع بلاهای طبیعی بهخصوص زلزله باید فرهنگ دعا را در بین مردم رواج دهیم.»
[...] وی به وجود دعاها و مناجات مختلف مردم درباره بلاهای طبیعی از جمله زلزله اشاره کرد و گفت: «باید مسوولان و مردم دعا را فراموش نکنند و دائما دعا را برای رفع بلاهای طبیعی بهویژه زلزله رواج بدهند»
من هم به این توصیه عمل میکنم و دعا میکنم و شما آمین بگویید: بارالها ما را از بلای خانمان سوز جهالت نجات بده !
روزنامه آینده نو، شنبه 11 آذرماه 1385، ص 14
هر کس نداند، اهل علم و دانشگاه و خبرگان آن رشته علمی که می دانند، آن تحقیق چیست یا اینکه در دانشگاههای ما چه خبر است! از کشف فرمول بمب ئیدروژنی توسط نوجوان تبریزی، تا پیدا شدن دنباله هاله فرمول انیشتن در ذهن یک دختر نوجوان لارستانی، تا کشف انرژی هسته ای توسط یک نوجوان دبیرستانی راه زیادی نرفته ایم. عجیب تر اینکه خبر خارق العاده و انقلابی آخری را رئیس جمهور محترم داده اند! (می توانید آن را در یوتیوب دات کام ببینید).
متاسفانه "رشته فیزیک" در ایران از این خبر سازی های غیر واقع لطمه های شدیدی خورده و به دلیل شرایطی که در این چهار پنجساله با آن در گیر بوده ایم، "دانش هسته ای" بیشترین سهم در تولید "خبرهای غیرواقع" را داشته است. دوستی می گفت که خبرنگار سیما، اصرار عجیبی داشت تا نتایج یک پایان نامه معمولی کارشناسی ارشد هسته ای را با آب و تاب فراوان نقل کند وچنین نیز کرد. شب آن روز، خبر آن رویداد در شبکه های مختلف سیما، با عنوان "موفقیت چشمگیر یک دانشمند هسته ای جوان" بارها و بارها پخش گردید.
متاسفانه دست زدن به "خبر سازی" های غیر واقع، بدترین نوع القا پیشرفت علمی در کشور است. به مثابه ماده مخدری است که تنها گوش مردم کوچه و خیابان را برای مدتی می نوازد و پس از آن، همان چرخه تکراری "عقب ماندگی و "توسعه نیافتگی" در ایران است که تکرار می شود.
این امر به ویژه در تحقیقات نظری بسیار مهم تر است. چرا که از تبدیل یک ایده نظری تا تبدیل آن به فناوری راه درازی در پیش است. اتفاقی که متاسفانه هیچگاه به آن توجهی نمی شود. بیشتر تحقیقات داخلی در زمینه انرژی هسته ای در حد مباحث تئوریک است. چرا که آزمایشهای هسته ای و تحقیقات تجربی در این زمینه نیازمند امکانات فراوان و پیچیده ای است که متاسفانه هیچیک از مراکز علمی ایران، دستگاههای برای حرکت در حد "مرزهای دانش" ندارند. همان چیزی که متا سفانه بسیار درباره آن ادعا می شود! بویژه اینکه تحریمهای چند ساله اخیر ورود این گونه تجهیزات آزمایشگاهی بخصوص در زمینه هسته ای و "های تک" به ایران را عملا غیر ممکن نموده است.
به نظر می رسد یکی از دلایل رواج ژورنالیسم مخرب علمی و هسته ای در ایران "بازیهای سیاسی" روزگار است و دیگری عدم وجود متخصصان علمی در میان خبرنگاران. خبرنگاری که به مباحث پیچیده اتمی آشنا نیست چگونه می تواند غلوهای "دانشمند جوان هسته ای" را تشخیص دهد و "احساسی گری" خود را از لابلای متن خبر حذف کند؟
از وبلاگ آبیات
به تازگی آئین نامه ای از سوی دو وزارتخانه علوم و بهداشت صادر گردیده است که به دانشگاهها (از جمله دانشگاه تربیت مدرس و ...) اجازه گرفتن دانشجوی دکترا از میان مربیان عضو هیات علمی را بدون آزمون ورودی می دهد. این در حالی است که تا کنون قبولی در آزمون اولیه کتبی و کسب حداقل 80 درصد نمره آخرین فرد قبول شده از شرایط پذیرش مربیان در دوره های دکتری بوده است. ارائه مدارک و سوابق آموزشی و پژوهشی و انجام مصاحبه تنها شرایط قبولی در این دوره ها ست. حتی اگر از سلامت شرایط انجام گزینش و مصاحبه مطمئن باشیم.
گذشته از تسهیلاتی که هر سازمانی مختار به ارائه آن به کارکنان خود از جمله اعضای هیات علمی است، به نظر می رسد مهمترین نکته ای که در این میان غفلت شده، حق سایر داوطلبان آزاد دکتری است که باید در آزمونهای ورودی کتبی شرکت و نمره حدنصاب را کسب نمایند. از آنجایی که کرسیهای هیات علمی ( از استادیاری به بالا) در دانشگاهها محدود است، بالطبع پذیرش مربیان در این دوره ها از بین رفتن حقوق علمی، اجتماعی و انسانی سایر جوانان داوطلب و دانشجویان فعلی دکترا را در پی خواهد داشت. چرا که دانشجوی فعلی دکتری، فردای فارغ التحصیلی، باید برای استخدام به دانشگاههایی مراجعه نماید که ظرفیت هیاتهای علمی دکتری آن با فرستادن مربیانشان به دوره های بدون آزمون دکتری پر شده است!
از سوی دیگر این امر لطمه شدیدی به ماهیت علمی دانشگاهها و روحیه دانشجویان دکتری خواهد زد. و در تعارض با اصل مهمی است که دولت نهم بر آن تاکید دارد. عدالت محوری!
آیا مصوبات درون سازمانی از جمله همین آئین نامه، که با حقوق اساسی گروهی از مردم در تعرض است، و نیز مخالف نص صریح قانون اساسی است نیاز به طرح و تصویب در مجلس ندارد؟
به نظر می رسد سازمانهای بازرسی از جمله "بازرسی ریاست جمهوری" "دادستانی کل کشور" "دیوان عدالت اداری" و ... بایستی هر چه زودتر علیه این ظلم آشکار در حق دانشجویان دکتری و جوانان ساعی و سختکوش این مرز و بوم، اقدام نمایند. آیا فریاد رسی هست؟
نقل از آبیات
وبلاگ آبیات: هر مراسم و آئینی برای ماندگاری اش، نیازمند بقای دو شاخصه مهم خویش است. یکی محتوا ی آن(ماهیت) است و دیگری شکل (یا فرم) آن.
یک مقایسه ساده بین دو آئین بزرگ ایرانی، یعنی "محرم" و "نوروز" می تواند نکات بسیاری را برای ما روشن کند. آئین عزاداری محرم در هر دو شاخصه، هنوز – تا حدود زیادی- سرزنده و شاداب است. ماهیت آن به دلیل ارتباطش با حماسه امام حسین ع و شهادت جمعی از فرزندان و یاران پیامبر خدا، تنها چند سال پس از درگذشت او، در راه ایده ای ناب، هنوز که هنوز است زنده و شاداب است. عاشورای حسین، هنور هم حرارت در دل مومنان و دوستداران پاکی و نجابت می افکند و آنها را لبریز از شور و شیدایی می کند. در بطن داستان عاشورا نیز دانستنی ها و کشف و شهود هایی وجود دارد که می تواند، تا مدتهای مدیدی غواصان اندیشه را سیراب نماید. در قسمت فرم و شکل نیز، آئین محرم سرآمد و پویاست. فرمِ مراسمِ محرم، مجموعه ای از حرکتهای شورانگیز و سمبلیک، عزاداریهای دسته جمعی و هیات های گروهی فراوان است. مراسم محرم، نه در پستوی خانه ها، بلکه در تکایا و حسینیه ها با حضور افراد بسیاری شکل می گیرد و گرامی داشته می شود. این امر به ماندگاری و صلابت بیشتر آن در صحنه اجتماعی کمک می کند.
اما نوروز!
متاسفانه نوروز در هر دو بخش "محتوا و فرم" ضعفهای جدی دارد. هنوز که هنوزه، ماهیت، خاستگاه و فلسفه نوروز به درستی تبیین نشده است. خیلی ها که مایلند به هر چیزی، صبغه ای از مذهب و دین بدهند، با بیان کلمه "نورزو"، حدیثی از امام صادق ع را پیش می کشند تا صواب بودن انجام مراسم نوروز را توجیه کنند و برایش حجت شرعی دست و پا نمایند!
مراسم نوروز در ایران، بر خلاف نوروز در کشورهای همسایه، تنها در حد پرحرفی مجریان تلویزیون، دعوت از هنرپیشه ها و افراد معروف به سیما، دیدن فیلمهای سینمایی و در بهترین حالت، رفتن به دید و بازدیدهای خویشاوندی مانده است و هیچ نشانی از جشنواره های دسته جمعی و ملی، که انبوهی از مردم آن را به صورت خودجوش شکل دهند، در آن نیست.
فقدان "جشن های خیابانی و میدانی دسته جمعی" "حرکتهای اجتماعی" و "کاروانهای شادی" در شهرها و روستاها به شدت به فرم و شکل آئین نوروز آسیب زده و آن را از حرکتی سمبلیک اجتماعی، دسته جمعی و ملی –ایران به تطیلاتی طولانی و ملاآور تبدیل کرده است. تفاوت مراسم پرشور سوگواری محرم با آئین بی حال نوروز در ایران نیز، در همین نکته نهفته است.
فقدان فرم مطلوب برای آئین نوروز در دراز مدت سبب انزجار و دوری جوان از تعطیلات طولانی و کسالت بار "نوروز" شده و آن را از جذبه خواهد انداخت.
نمی دانم! شاید عده ای به عمد سعی در پررونق کردن ایام "سوگواری و تعزیه" و در مقابل به کسادی کشاندن "جشن و شادی مردم" در نوروز و ایام دیگر سال دارند. اتفاقی که متاسفانه تا حدود زایدی واقعیت داشته و تاثیر آن را می توان به ویژه در "ناامیدی" "وازدگی" و "بیحالی" مردم در کوچه و خیابان دید. تاثیر نامبارکی که باعث تحلیل "نیروی اجتماعی" و کاستن از شور و توانایی مردم در صحنه کار و تلاش شده و می شود.
به هر حال نوروزتان مبارک!
به گمانم آنچه که باعث شد تا مجید مجیدی کارگردان سینما، سخنان تکفیر آمیزی در باره نظریات علمی دکتر سروش در مورد "وحی و قرآن و پیامبر" و مناظرات ایشان با آیت الله سبحانی بزند (پی نوشت و لینکهای زیر را ببینید)، نشان از بدهکاری او به پشت صحنه های حاکمیت فرهنگی کشور و دلخوش کنی وزارت ارشاد بود. حتی اگر خودش بگوید: " موضعم دفاع از حاکمیت و دولت نیست ـ که میدانید مرا با سیاست و سیاستپیشگی کاری نیست". ... ادامه را ببینید