تبليغاتX
اتوپیا
اتوپیا

سوالات گزینش دانشگاه شاهد:

 داوطلبان بايد با گزينه‌هاي «مخالفم، موافقم، تا حدي موافقم» به اين پسش‌ها پاسخ مي‌دادند:

قضاوت درباره اين پرسش‌ها با شما
* پذيرش دانشجو فقط بايد بر اساس رتبه علمي باشد!
* گاهي بد اخلاق مي‌شوم!
* گاهي بي حوصله مي‌شوم!
* گاهي دلم مي‌خواهد ناسزا بگويم!
* همه مردم گاهي ناچار مي‌شوند دروغ بگويند!
* اغلب مردم حاضرند از هر راهي منافع و مزايايي کسب کنند!
* ديدن عکس و فيلم زنان فاميل بلا اشکال است! (توجه داشته باشيد که اين سوال از يک دختر پرسيده شده است).
* چت کردن با جنس مخالف براي تبادل نظر بلا مانع است!
* عدم رعايت حجاب کامل نشان بي اعتقادي به اصول ديني نيست!
* قوانين و مقررات خسته ام مي‌کند!
* زنان بايد به اندازه مردان آزادي داشته باشند!

منبع: تابناک

ارسال در تاريخ 87/06/28 توسط حجکاظم

1- محافظان یک نظام (از هرنوع آن، ولایی، ایدئولوژیک، لائیک، دموکراتیک، سلطنتی و ...) باید جدی ترین افرادی باشند که با جان و دل از آن حمایت می کنند. چرا که اگر آن نظام به هر دلیلی فرو بپاشد، بیشترین ضرر و زیان را "محافظان" نظام سابق خواهند دید. چرا که اگر نظامی نباشد، آنها قرار است از چه محافظت کنند؟

2- متشرعان و مبلغان هر مذهبی (از هر نوع آن، اسلامی، مسیحی، بودایی، یهودی و ...) باید متعصب ترین افرادی باشند که به هر گونه تعرض و توهین به ساحت دین و آئینشان، واکنش نشان داده و به دفاع از آن در برابر حمله های مخالفان بپردازند. این امر همان مثل معروف را می نمایاند: "حرمت امامزاده را باید ابتدا، متولی اش نگه دارد"! چند سال پیش وقتی دانشجوئی در دانشگاه "کف" می زد یا حرفی از "رابطه با شیطان بزرگ" می شد، عده ای از مومنان و متشرعان و مبلغان دینی که خونشان از این اهانتها به ساحت شریعت به جوش می آمد، کفن پوشان راهی تهران می شدند تا نگذارند چنین اهانتهایی تکرار گردد (گرچه این روزها دیگر حتی مذاکره با شیطان هم در قعر جهنم برای پیگیری منافع، مباح شده است!)

 3- پیشه وران و اصناف، باید اولین افرادی باشند که در برابر هر گونه خرابکاری و خدشه ای که به حیثیت حرفه ای و شغلی آنان وارد می شود، واکنش نشان داده و با تبرئه خویش از ناپاکیها و آلودگی های منسوب شده، فرد متخلف را از دسترسی به محدوده صنف خود دور کنند.

 4-  ماجرای مدرک دکترای تقلبی آقای وزیر کشور، بسیاری از حقایق فضای آکادمیک در ایران را نشان داد:

الف- جدی ترین نشانه، همان بی تفاوتی صنفی در دانشگاهها و مرگ "تعصب و غیرت آکادمیک در ایران" است. به جد باید پرسید که چرا در ماجرای تقلب آشکار یک مدرک دکترا به مدت چندین سال و نشستن بر مسند عضو هیات علمی دانشگاه و سو استفاده مالی و اداری از آن، فریاد اعتراضی از دانشگاهها بر نخاست و کسی از مدیران دانشگاهها و اعضای هیات علمی، در قبال خدشه آشکار به ساحت صنفی و حرفه ای شان، حتی "آخ" هم نگفت؟

متاسفانه دیر زمانی است که دانشگاههای ایرانی، با دست اندازی دولتیان به تمام ارکان آن، دچار رکود و خمودی شدیدی شده اند. گویی افیونی در پیکره ی اساتید و دانشجویان تزریق شده که آستانه دردشان را تا این حد بالا برده است. چه بسا دیگر درد را نمی فهمند! مگر می شود در برابر چنین اهانت آشکاری به روند دانش و علم آموزی ساکت نشست؟

 ب- در ایران برای دهن کجی به مخالفان سیاسی، همه چیز می تواند کاغذ پاره باشد، چه قطعنامه های شورای امنیت باشد، چه رای مردم و چه مدرک دکترا! حتی مدرک دکترایی که فرد با طی مدارج علمی و زحمت فراوان کسب کرده است! این امر مسلما زمانی رخ می دهد که مدرک دکترای یکی از خدمتگزاران دولت اسلامی، تقلبی از کار درآید! آن وقت است که به قول رئیس جمهور گفته می شود: خدمت کردن نیاز به مدرک ندارد و از وزیر علوم نقل می شود که: برای وزیر شدن تنها سواد خواندن و نوشتن کافی است!   (جل الخالق!)

ج- در ایران همه چیز می تواند سیاسی شود. یعنی می توان برای رسیدن به مقاصد خود، با سیاسی و امنیتی کردن موضوع، به بهانه "حفظ امنیت ملی"، "پاسداری از خون شهدا" و ... امکان هر گونه حرکت حق طلبانه و آزاد را از مخالف سلب کرد! در این صورت است که می توان با طیب خاطر، هر حقی را ناحق کرد و هر ناحقی را حق جا زد. بدون آنکه فریاد اعتراضی از "جماعت ترسان و خواب زده" بلند شود. از این رو قراین زیادی هست که نشان می دهد، فضای آکادمیک در ایران به شدت حزبی، امنیتی و سیاسی شده است. به راستی چرا فلان "مجمع اساتید دانشگاهها" تاکنون بیانیه صادر نکرده است؟ چرا پس از گذشت یک ماه هنوز دل "مجمع اساتید بسیجی دانشگاهها" از این تقلب آشکار علمی به درد نیامده است؟ آیا تنها وظیفه این مجمع، برگزاری سفر زیارتی و تفریحی  سالانه، بصورت خانوادگی به مشهد، با هزینه بیت المال و در پوشش اجلاس سالانه "اساتید بسیجی" است؟ آیا این امر جز به این دلیل است که وزیر کشور یا رئیس جمهور متعلق به "دایره ی خودی ها" است و دیگران نخودی اند؟ و به هر قیمتی باید از همفکر و هم پیمان خود دفاع کنند؟

 د- به راستی چرا اعضای هیات علمی دانشگاهها و دانشجویان، دیگر رغبتی به وارد شدن به مباحث جاری کشور ندارند؟ بگذارید این امر را به "بی تفاوتی" اساتید و دانشگاهها ربط ندهیم و موضوع را از دید خوشبینانه تری بررسی کنیم.

فرض کنید آقای ایکس عضو هیات علمی فلان دانشگاه با کلی عنوان علمی و افتخار آکادمیک، یا مجموعه ای از آقایان ایکس بخواهند به امری مانند جریان اخیر اعتراض کنند. آیا به راستی فضای سیاسی و اجتماعی کشور و سلسله مراتب موجود در ساختار وزارت علوم و دانشگاهها به گونه ای هست که آنها بتوانند آزادنه اظهار نظر کنند و این کار را با سلامت و بدون هر گونه آسیب و اثرات ثانویه انجام دهند؟ قطعا خیر!

متاسفانه امنیتی شدن فضای دانشگاهها در چند سال اخیر، تهدیدی جدی برای آزادیهایی است که محیط دانشگاهها به آن نیاز دارد. این امر نه به مصلحت نظام است و نه به صلاح دانشگاهها.

 ه- بحث درباره عملکرد وزیر علوم را هم چندان ضروری نمی دانم. "بی صلاحیتی"، "بی کفایتی"، "ذوب شدنش در هاله رئیس دولت" و "علاقه ذاتی اش به صندلی وزارت به هر قیمتی"، ارزشی برای بحث درباره مقام مدیریتی و آکادمیک ایشان باقی نمی گذارد! او همان کسی است که گفته است: : برای وزیر شدن تنها سواد خواندن و نوشتن کافی است!   

ارسال در تاريخ 87/06/28 توسط حجکاظم

۱۸ روز پیش دانشگاه آکسفورد بیانیه ای داد و بر آن جعلی بودن مدرک "کردان" تاکید کرد:

uni_logo

The University of Oxford has no record of Mr Ali Kordan receiving an honorary doctorate or any other degree from the University.

The document that has been made public is not a genuine University of Oxford degree certificate.

The names of the professors at the bottom of the document are people who have all at some stage held posts at the University of Oxford. However, none of them has worked in the field of Law, and none of them would have been a signatory of any University of Oxford degree certificate

لینک اطلاعیه اول آکسفورد

اما چند روز پیش، رحیمی، معاون حقوقی رئیس جمهور ، که گویا او هم بله!، گفته است که آقای کردان یک نفر را به دانشگاه آکسفورد فرستاده، تا مدارک مدرک او را بگیرد. ان یک نفر هم رفته و تاییدیه را گرفته است!!

آقاجون می گفت، اگر آدم برای خلاصی از یک اشتباه هزار دلیل هم بیاورد، مرتکب هزار و یکمین اشتباه خود شده است! این داستان حکایت این روزهای دولت در ماجرای مدرک دکترای تقلبی کردان است.

دانشگاه آکسفورد در دومین اطلاعیه اش به اظهارات رحیمی واکنش نشان داده و اظهارات آقای محمدرضا رحیمی درباره حذف اطلاعات مدرک دکتری آقای کردان از سایت این دانشگاه را رسما تکذیب کرد.

ارسال در تاريخ 87/06/14 توسط حجکاظم
قالب وبلاگ