تبليغاتX
لینکنا، مرجع لینکها و وبلاگهای فارسی اتوپیا، در جستجوی آرمانشهر ایرانی

آقای نجف زاده وقتی از پسری که در اثر ضربات معلم خشمگین اش فلج شده گزارش تهیه میکرد میتوانست مطمئن باشد که لااقل فریاد یک مظلوم را به گوش ما رسانده و میتوانست مطمئن باشد که تا حدودی از تکرار این ظلمها جلوگیری کرده و حد اقل برخی ها را از جهل مرکب خارج کرده . دستش درد نکند. حال میخواهم کمی مته روی خشخاش بگذارم ! تصور کنید که او این کار را صرفا برای افزودن به شهرتش و برای رونق دادن به برنامه اش تهیه کرده یا اگر نگویم " صرفا" لااقل میتوانم بگویم نیتش آلوده باشد به فخر فروشی یا جاه طلبی یا عجب  ... و هر رذیلت دیگری که در کمین همه ما ( و از جمله خود من است). در چنین صورتی او اگر دغدغه اخلاقمداری و تدین داشته باشد باید استغفار کند ( از جمله توصیه ها و سنتهای نبوی) و با خود عهد ببندد كه بيشتر مواظب باشد. خدا ارحم الراحمين است. اما اگر او مطمئن باشد كه خبر دروغ بوده يا اغراق آميز بوده موظف است از آن معلم بخت برگشته حلاليت بطلبد و معذرت خواهي بكند و اگر معلم بخشش را مشروط به معذرت خواهي از طريق همان رسانه (تلوزيون) نمايد او موظف است اين كار را بكند . حتي اگر مافوق سازماني نجف زاده (مثلا ضرغامي) با اين كار موافقت نكند بازهم اگر او دغدغه زندگي اخلاقي و ديني دارد بايد اعتراض كند استعفا دهد در وبلاگش هم اعلام كند... و باز هم استغفار كند اما از بخشش خدا نااميد نشود.

خيلي ها مثل ابطحي مدعي هستند خبر بيست و سي در مورد اصلاح طلبها دروغ است! يعني اصل ماجرا چيز ديگري است!

تفاوت معلم بزه كار با جناح فاسد روشن است. اينجا اگر واقعا خبر دروغ بوده باشد نجف زاداده و دوستانش نبايد منتظر حلاليت يا شكايت فرد يا افرادي باشند اين دقيقا مصداق تشويش افكار عمومي است استفاده جناحي از بيت المال است و ....

آنها بايد معذرت بخواهند البته اگر دغدغه زندگي اخلاقي و ديني دارند. والا مثل روزنامه كيهان آزادند ! آزاد !

 

در ادامه ميتوانيد ادعای ابطحي را بخوانيد كه  با لینک یکی از خوانندگان اتوپیا (با نام مستعار "دوست")از وبلاگ آقای ابطحی انتخاب شده. تالیفی نیست اما امضائی است!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 87/03/04 توسط صدرا | Balatarin Donbaleh

قسمت اول: خلاصه (توضيحات و منبع خبر را در قسمت دوم ببينيد):

موقعیت جهانی ایران عزیز ما در سالهای ۲۰۰۶  و ۲۰۰۷ (دولت جهانی)

1- جزء هشت كشور جهان به لحاظ تورم بالا : درصد 4/18 ( هم رديف كشورهاي زيمباوه ، ونزئولا، سائوتومه! ، گينه، اتيوپي ، كنگو)

2- جزء شش كشور جهان با لحاظ  شاخص بسيار پايين كيفيت زندگي : 8/52 امتياز ( هم رديف كشورهاي زيمباوه ، آنگولا، رواندا ، گينه، كنگو)

3- جزء چهل و هفت كشور جهان به لحاظ فساد اداري : با شفافيت اداري 3/2 از 10  امتياز( هم رديف كشورهاي ليبي، يمن، فيليپين ، برونئي ، نپال و هندوراس)

4- جزء بيست و دوكشور جهان به لحاظ درصد بالاي بيكاري : 3/12 درصد

5- جزء بيست و سه كشور جهان به لحاظ رشد بالاي نقدينگي: 5/24 درصد

6- رتبه اول جهاني در مصرف ترياك

7- رتبه سوم جهاني در خودكشي زنان

8- رتبه دوم جهان در اجراي حكم اعدام

9- رتبه اول تلفات جاده اي : 32 هزار نفر كشته در سال

10- جزء 15 كشور آلوده زيست محيطي جهان.

11- جزء سه كشور جهان به لحاظ داشتن كمترين سهم ماليات از درآمد دولت.

 

من مطمئنم که عاقلترین مدافعین دولت خواهند گفت: این افتضاحات مال دولتهای قبل است و اگر دولت جهانی نهم نبود اوضاع از این هم بد تر میشد. و من میگویم چرا وقتی احمدی نژاد در جمع روحانیون معصوم مقیم قم همه افتخارات ( آنهم مشکوک و اغراق آمیز )تولید علم و ... را منحصرا از آن دولت نهم میدانستند جنابعالی به عنوان یک حامی عدالت خواه اعتراض نکردید و از حقوق دولتهای قبلی دفاع ننمودید . البته حقیر هیچ علاقه ای به دولتهای فاسد قبلی ندارم فقط میخواهم بگویم دولت مورد تایید امام زمان در فساد  و ناکار آمدی چیزی از دیگران کم ندارند . 

لازم به ذكر است:ايران به لحاظ مساحت يكي از كشورهاي پهناور دنيا محسوب مي‌شود و با داشتن 12/1 درصد از مساحت خشكي جهان در بين 266 كشور رتبه 18 را داراست. در دست داشتن 5/12 درصد ‌ذخاير نفت، 15 درصد ذخاير گاز جهان و همچنين برخورداري از كانسارهاي عظيم معدني از جمله قرار گرفتن روي كمربند جهاني مس سبب شده كه ايران به لحاظ مواهب طبيعي (Endowments) جزو كشورهاي غني محسوب شود. موقعيت ممتاز جغرافيايي ايران نيز بر ارزش اين مواهب مي‌افزايد. به لحاظ نيروي انساني نيز ايران از وضعيت برجسته‌اي برخوردار است. ايران با 3/68 ميليون نفر، 12/1 درصد از جمعيت 1/6 ميلياردي دنيا‌ و رتبه 16 را در بين 235 كشور به خود اختصاص داده است، توجه به كيفيت نيروي انساني تيزهوش و آموزش ديده ايراني بيانگر اين واقعيت است كه بايد به كل ساعات كار در اختيار كشور به عنوان يك دارايي (Endowment) نگريست.به لحاظ جاذبه هاي تاريخي گردشگري نیزجزء 10 كشور جهان محسوب ميشود.

قسمت دوم: توضيحات و منابع :

 ادامه را کلیک کنید ...  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 87/02/21 توسط صدرا | Balatarin Donbaleh

به گزارش دورنا پس از پخش اظهارات  مضحک رئیس جمهور در جمع روحانیون معصوم مقیم قم  الهام سخنگوی کذاب (عمو زاده سعید الصحاف)مورد سوال قرار گرفت و بعد از آنکه متوجه شد (حالی شد) که دولت جهانی نهم بازهم دست گل به آب ریخته خواست تکذیب کند اما نشد لذا دق کرد و مرد.

شایان توجه است که فاطمه رجبی همسر فداکار الهام ضمن تایید دق کردن الهام خبر مردن او را به طور فجیعی تکذیب کرد. بطوریکه ضمن تفحش ( فحش و فحش کاری) به خبرگزاری دورنا هرگونه خبر را اساسا توطئه دشمنان قسم خورده اسلام ناب خط پیرو رهبری دانست و گفت : دق کردن شوهرم هیچ ربطی به اخبار غیر قابل تکذیب احمدی نژاد (سلمه الله) ندارد بلکه به خاطر عشق به انقلاب و یکی از امامان است. 

+ نوشته شده در 87/02/21 توسط صدرا | Balatarin Donbaleh

 

رديف

نام و نام خانوادگي

نسبت ايشان با رئيس جمهور محبوب

پست دولتي در جمهوري اسلامي ايران

1

داوود احمدي نژاد

برادر بزرگ محمود

رئيس دفتر بازرسی ریاست جمهوری،

2

داود جلیلی

شوهر خواهر محمود

ریئس امنیت نهاد ریاست جمهوری

3

مجتبی ثمره هاشمی

شوهر خواهر محمود

ریئس مشاوران ریئس جمهور

4

اسماعیل احمدی مقدم

باجناق محمود

رئيس پليس كشور

5

علی اکبر محرابیان

شوهر خواهر محمود ( و یا خواهر زاده محمود)

وزیر صنایع و معادن

6

حسین شبیری

خواهر زاده  محمود (یا شوهر خواهر !محمود )

ریئس صندوق مهر رضا

7

 پروین احمدی نژاد

 خواهر محمود

 معاون مركز امور زنان رياست جمهوري

8

 

 

 

9

 

 

 

 

- مهندس زريبافان (دبير هيات دولت)

داوود مددي : رييس سازمان تامين اجتماعي => باجناق زريبافان

سيدمحسن نبوي : عضو هيات مديره شركت سرمايه گذاري خارجي => داماد زريبافان

عليرضا مددي : مديركل وزارتي وزارت تعاون => برادرزاده باجناق زريبافان

ناظمي اردكاني : وزير تعاون => شوهر عمه داماد زريبافان


3- هاشمي ثمره (مشاور عالي، رييس ستاد انتخابات کشور و همه کاره رييس جمهور)

مهندس مهدي هاشمي ثمره : مديركل وزارتي وزير نيرو => برادر هاشمي ثمره

خانم قند فروش : مشاور خانواده وزير كشور => زن برادر هاشمي ثمره

عبدالحميد هاشمي ثمره : معاون وزير صنايع => برادر هاشمي ثمره

وقس علی هذا...

انتصاب شايسته فواميل چيز تازه اي نيست اما با اين حجم آن هم از رئيس جمهوري كه شعارش عدالت اجتماعي است چيز هيجان انگيزي است.

 اگر اطلاعات شما بیشتر است این جدول را تکمیل کنید (منبع اطلاعات فوق را ذیلا می آورم اما شما نیز در صورت اطلاع نظرتان را بنویسید). البته لازم به ذکر است که جدول پاسداران حاکم هیجان انگیز تر است  اگر حوصله کردید یک جدول هم برای آن عزیزان بکشید و بگذارید روی طاقچه اطاقتان:

 . 
forum.iranproud.com/rosay-family-dolt-ahmdy-n-ad-t155239.html - 192k
و نیز بنگرید:
www.iranian.com/main/blog/david-et-1 - 40k
ونیز بنگرید:
bahrameradblg.blogspot.com/2008/02/latest-news-from-fascist-rulers-of.html - 214k

+ نوشته شده در 87/02/13 توسط صدرا | Balatarin Donbaleh

 

برايم تكان دهنده بود. امكان داشت همه آنچه كه  از آن قديسه در ذهن و ضميرم بود فرو ريزد و شايد هم  نه !   پيش داوري نكردم .   به سراغ مقاله اي كه معرفي شده بود(www.arashnaraghi.org ) رفتم و آنرا ابتدا با عجله و سراسيمه و سپس به دقت و آهسته خواندم .

من از مادر ترزا چنين تصوري داشتم:

يك انسان مسيحي مومن، اخلاق مدار، بشر دوست، و روشنايي بخش . كدام بخش از تصور من ميتوانست نادرست باشد؟ آيا او يك مسيحي مومن نبود؟ يك ملحد بود ؟ يا يك شكاك تمام عيار ؟ آيا او اخلاق مدار نبود؟ همه حرفها و كارهايش براي كسب شهرت بود ؟ اهل ريا و دروغ و تقلب بود؟ آيا او نميتوانست يك بشر دوست يا يك قديسه روشنايي بخش باشد؟

به عقيده من مقاله ون بما منصفانه بود به همين خاطر تا آخرين سطر آن نتوانستم  براي هركدام از اين سوالها پاسخ قاطعي بيابم! اما شايد بتوانم برداشتهاي مختلف را تشخيص دهم و و با تميز بين آنها لااقل گرفتار برخي از آفات انديشه نگردم.  

ادامه مطلب را کلیک بزنید  

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 87/02/12 توسط صدرا | Balatarin Donbaleh

ترزا

درانتهای حیات ما بدین سنجیده نخواهیم شدکه:
چه مدرک دانشگاهی دریافت کرده ایم
چه مقدارازمادیات دنیابرای خوداندوخته ایم
چه کارهای بزرگی انجام داده ایم
سنجش مابراین اساس خواهد بود که:
من تشنه بودم وتومراسیراب کردی
من عریان بودم وتومراپوشاندی
من بی خانمان بودم وتومرااسکان دادی
تشنه.نه فقط تشنه آب بلکه تشنه محبت
عریان.نه فقط ازبرای لباس بلکه عریان ازعزت واحترام
بی خانمان.ولی نه تنهادرطلب خانه ای ازخشت بلکه به
سبب خروج ازعوالم انسانی
بنابراین.جسورانه عشق بورز.احترام کن وبپذیر

+ نوشته شده در 87/02/09 توسط صدرا | Balatarin Donbaleh

 اين پست را عينا براي آقاي ماني و همفكرانش از وبلاگ ارزشمند جهان سوم آماده كردم . ساير مطالبش هم جالبه. وقتی یکی بهتر از من مینویسه چرا باید خودمو اذیت کنم؟

ببینید، مثلا لابد شنیده­اید که می­گویند بر اثر پیشرفت علم پزشکی فلان بیماری(مثلا طاعون) الآن در کل دنیا ریشه­کن شده و باید وصف این بیماری را در کتب تاریخی دید؛ یا مثلا امروزه بیماری«آبله» در اغلب کشورهای دنیا ریشه­کن شده. الآن تورم همین حالت را دارد؛ یعنی می­توان گفت که با پیشرفت های علم اقتصاد، امروزه تورم دو رقمی در اغلب کشورهای دنیا ریشه­کن شده و به زودی چنین پدیده­ای را فقط در کتاب­های تاریخی باید جستجو کنیم.

                                     

   دکـتر«مسعود نیلی» (اقتصاددان و رئیس

    دانشکده­مدیریت­واقتصاددانشگاه شریف)

 

اگر به 50 سال پیش برگردیم، می­بینیم که برای مثال کمتر از 10 کشور در دنیا وجود داشتند که تکنولوژی ساخت ماشین لباسشویی یا گوشی تلفن ثابت(به نحوی که فقط کار کند، ولو با کیفیت بسیار بسیار پایین و قیمت تمام­شده خیلی خیلی زیاد) در آن کشورها موجود بود. در 25 سال پیش، تعداد چنین کشورهایی بالغ بر 30 کشور بود؛ اما امروز قطعا بیش از 50 کشور چنین تکنولوژی­ای را دارا هستند و برای مثال مطمئنا بیش از 20 دانشگاه در همین کشور ایران داریم که بدون هیچ کمکی از خارج دانشگاهشان، قادر به چنین کاری هستند. در مورد ساخت تراکتور، برخی سموم و کودهای شیمیایی، و یا حتی ساخت چاقوی استیل هم شرایط مشابهی برقرار بوده است.

 در علوم غیر مهندسی، از جمله پزشکی و داروسازی هم وضعیت مشابهی برقرار است؛ بدین معنا که روز به روز شاهد افزایش سرریز علم و تکنولوژی از کشورهای پیشرو تر به سمت سابر کشور ها هستیم.

بالتبع انتظار میرود که در علمی مثل «اقتصاد» نیز، چنین شرایطی برقرار باشد. یعنی برای مثال اگر با قدری تسامح از چیزی به نام «تکنولوژی کنترل تورم با کمترین دخالت  دولت در کنترل مستقیم قیمت­ها» نام ببریم، امروزه این تکنولوژی در اختیار اکثریت قریب به اتفاق کشورهای دنیا می­باشد. به نحوی که براساس آمار منتشرشده در سوم آوریل ۲۰۰۸ (۱۵ فروردین ۸۷) توسط «صندوق بین­المللی پول»، در سال 2007، تنها 25 کشور دنیا دارای تورم دو رقمی بوده، و از میان آنها نیز تنها 8 کشور تورم بالای 15 درصدی داشته اند. طبیعتا همان­طور که حتما انتظار دارید، ایران هم یکی از همین کشورها بوده و به سلامتی به کلوپ 8 کشور تورمی (دارای تورم بیش از 15 درصدی) دنیا پیوسته­ایم!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 87/02/05 توسط صدرا | Balatarin Donbaleh

 

1-     تفسير دلبخواه

2-    تكذيب مسلمات

3- فرافكني مشكلات

تفسير دلبخواه : موقعيت جهاني و سياسي و نيز وضعيت روحي و رواني ما ايرانيان چيزي نيست كه بشود مستقيما مشاهده كرد و درباره آن اظهار نظر نمود. مثلا حتي اگر ما از فرط مشكلات روزافزونمان غش كنيم و به خود بپيچيم و از دهانمان كف بيرون بيايد و ناله كنيم و گريه كنيم و به سرو سينه بزنيم و حتي خودكشي كنيم بازهم جا دارد تا احمدي نژاد و غلامحسين الهام و ... با لبخند بگويند اينها همه نشانه شادماني و نشاط ملي است ! اينها از دلخوشي غش كرده اند اين كفها در تاريخ بشريت بي نظير است! مثلا احمدي نژاد در سفرهاي استاني و در جمع مردم پرشور بشاگرد ميتواند بگويد: امروز ما به بركت پايداري شما ملت مقاوم و جوانان هسته اي هر جا كه ميرويم انسانهايي را ميبينيم كه  از دلخوشي كف كرده و به زمين افتاده اند و دست و پا ميزنند و حتي آنروز چند نامه به دست من رسيد كه چند جوان مومن قوچاني به من گفته بودند ما ميخواهيم  از فرط دلخوشي خودمان را بيانداريم وسط تمساحها تا ما را بخورند ( سوت و كف و تكبير و موج مكزيكي مردم بشاگرد ) ما به اين خودكشي ها افتخار ميكنيم ( دوباره سوت و كف و تكبير و موج مكزيكي مردم بشاگرد ) دشمن از درك اين كفهاي شما ( يعني تشويق با دست ) و ان كفهاي شما ( آبي كه از فرط خنده در دور لبها و درون چشمها جمع ميشود) عاجز است ( با زهم سوت و كف و تكبير و موج مكزيكي مردم بشاگرد ) دشمن ميگويد شما كف كرده ايد ( آبي كه آدم غشي به هنگام تشنج از دهانش بيرون مي ريزد ) اما آنها بايد بدانند كه ملت ما به كوري چشم آنها امروز غرق در كف اند( سوت و كف و تكبير و موج مكزيكي مردم بشاگرد ) .

  تكذيب مسلمات : چيزهايي هستند كه اتفاقا ميتوان مستقيما به آنها اشاره كرد و درباره آنها اظهار نظر نمود. مثلا اگر چه تجربه نبوي احمدي نژاد در نيويورك ( هاله نور) امري دروني و سابجكتيو بود اما فيلم آن كاملا عيني و قابل مشاهده مستقيم بود. در چنين مواقعي ترفند" تفسير دلبخواه" كارساز و ممكن نيست چون ملت ما آنقدرها هم نجيب ( اسب) نيستند . البته بايد اذعان نمود كه هنردروغ پردازي از تاويل بسي سخت تر است .

 فرافكني مشكلات: بعضي چيزها هم هستند كه نه تنها قابل تفسير نيستند بلكه قابل كتمان هم نيستند . مثلا اگر قيمت مسكن در عرض 2 سال 4 برابر شود آنگاه نه ميشود آنرا تفسير كرد و نه تكذيب ( چون ملت ما آنقدرها هم نجيب نيستند) لذا در چنين مواقعي از روش بسيار موثر " فرافكني" سود ميبرند.

 

 

+ نوشته شده در 87/02/03 توسط صدرا | Balatarin Donbaleh


اگر يك مدعي در توجيه ناكامي خود بگويد نگذاشتند يا نميگذارند ( يا چيزي شبيه آن مثل توطئه ميكنند ، كارشكني ميكنند، باند درست كرده اند، ....) آنگاه او در دفاع از خود از تئوري " نميگذارند " استفاده كرده است. 

اين تئوري به لحاظ رواني براي ايرانيان اثنی عشری ! بسيار مقبول است چون به لحاظ تاريخي نقش بي بديل قدرتهاي پنهان را در سرنوشتشان درك كرده اند .

اما به لحاظ منطقي حاوي حداقل پنج مغالطه است:

(مغالطه يعني استدلال نما. يعني آنچه كه ادعا ميشود دليل است اما در اصل دليل نيست.مغالطه انواع مختلف و فراواني دارد. در بسياري از كتابهاي مغالطه شناسي حدود 130 نوع مغالطه مادي شناسايي شده است)

  •  آزمون ناپذيري: بايد ازچنين  مدعي پرسيد : از كجا معلوم كه نميگذارند ؟ شايد همانها كه نميگذارند به شما گفته اند ( دوستانه يا با تهديد) كه به مردم بگو " نميگذارند" . چرا ما بايد باوركنيم.
  •   ارجاع به مرجع مبهم: همچنين بايد از او پرسيد : چه كس يا كساني نميگذارند؟ شايد اصلا اين يك توهم (به خطا افتادن) يا توهيم ( به خطا انداختن) باشد؟ چرا ما بايد باور كنيم؟
  • يك بام و دو هوا: و نيز بايد از او پرسيد: اگر رقباي شما هم بگويند نميگذارند يا نگذاشتند( چنانكه اتفاقا اين كار را كردند : خاتمي و دوستان) آيا بايد باور كنيم؟ اگر جواب شما مثبت است پس چرا آن وقت يا همين وقت حرف آنها را تاييد نكرديد؟ و اگر جواب شما منفي است پس چرا يك بام و دو هوا؟
  • بهانه جويي: بهانه جويي نيز نوعي مغالطه است.به نظر ميرسد بايد براي اين ادعا كه  تئوري "نميگذارند" بهانه جويي است دليل بياورم:امروزه مديريت يك نوع تكنولوژي است . ما در تكنولوژي فقط با فرمولها و مقادير(اعداد) سروكار داريم. تواناييها امكانات وفرصتها اعداد مثبتند و مشكلات تهديدها دشمنيها و ... هم اعداد منفي . كسي كه ميگويد من نميتوانم با اعداد منفي كار كنم نه تنها مدير لايقي نيست بلكه اصلا نميداند مديريت يعني چه؟ و يا اينكه ميدانند و بهانه ميكنند!
  • طرد شقوق ديگر: فرض كنيم واقعا كساني هستند كه نميگذارند . اما آيا اين استدلال براي توجيه ناكاميها كافي است؟ به عبارت ديگر يك ناكامي ميتواند علل مختلف داشته باشد: يك دسته علل داخلي (درون سازماني ، شخصي ، خودي و ...) و يك دسته علل خارجي ( دشمن ، بلاياي طبيعي ، و ...). حال آيا اين استدلال پذيرفتني است كه من همه علتها را كنار بگذارم و فقط به يك علت اشاره كنم؟

من اين پست را براي خودم سروده ام و براي خودم زمزمه ميكنم چون ميدانم صداي منطق در ايران ما شنيده نميشود.

+ نوشته شده در 87/01/31 توسط صدرا | Balatarin Donbaleh

اخبار گفت: مردم فردا به شکرانه نعمت هسته ای فردا در مساجد نماز شکر به جای میاورند!!!!!

کدام ایرانی الدنگ الاغی با شنیدن این خبر غصه دار نمیشود و یا از خنده روده بر نمیشود؟

آیا این مزخرفات . استراتژی است؟ اعتقاد است؟ تاکتیک است؟ شعر است؟ تبلیغات است؟ فرهنگ است؟ خبر است؟ گه است؟ .... خوشا به حال قوم عاد و ثمود خوشا به حال قوم لوط خوشا به احوال ابولهب و بدا به حال ما ایرانیان!

خوشتان بیاید یا نیاید . این احساس من است. ناب ناب !

تکمله:
توصیه رییس جدید ستاد حوادث ناگهانی برای رفع بلایای طبیعی:  دعا کنید!
رئیس جدید ستاد حوادث ناگهانی در مراسم معرفی خود گفت: «برای رفع بلاهای طبیعی به‌خصوص زلزله باید فرهنگ دعا را در بین مردم رواج دهیم.»
[...] وی به وجود دعاها و مناجات مختلف مردم درباره بلاهای طبیعی از جمله زلزله اشاره کرد و گفت: «باید مسوولان و مردم دعا را فراموش نکنند و دائما دعا را برای رفع بلاهای طبیعی به‌ویژه زلزله رواج بدهند»
 من هم به این توصیه عمل میکنم و دعا میکنم و شما آمین بگویید: بارالها ما را از بلای خانمان سوز جهالت نجات بده !

 روزنامه آینده نو، شنبه 11 آذرماه  1385، ص 14

+ نوشته شده در 87/01/19 توسط صدرا | Balatarin Donbaleh

خيلي ها، از ماهها پيش تصميم داشتند در انتخابات شركت نكنند. اما نه تنها شركت كردند بلكه شخص يا اشخاصي را تبليغ هم كردند و حتي خود نيز كانديدا شدند! خيلي ها از همين امروز تصميم ميگيرند در راهپيمائيها شركت نكنند اما چه زود عيسي وار بزرگترين پلاكاردها را به دوش ميكشند و داوود مانند ضخيم ترين صدا ها را ايجاد ميكنند..... ادامه را ببینید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/12/25 توسط صدرا | Balatarin Donbaleh

 

 دوستم میگه  این اصلاح طلبها دسته جمعی سوار هواپیما بشن برن بیرون. اما من فکر میکنم نیازی به هواپیما نیست. ملت در همان روزهای آخر دوران هاشمی همه انقلابیون رو سوار کره الاغی کردند و بسوی مرزها رها کرده اند. منتها خدا پدر این ملا ممد خاتمی رو بیامرزه نمیدونم از کجا این سید آمد و سر الاغ رو بسمت کشور برگردوند. تا اواخر دوران خاتمی هم معلوم نبود الاغه  کدوم کویر گم و گور شده بود!تا اینکه یکی از سواره ها که میگن اسمش محمود بی غمه پرید پایین و افسار الاغه رو گرفت و نذاشت گیج بخوره. خدا حفظش کنه انصافا خوب داره حیونو بسوی مرزها رهبری میکنه! فقط دعا کن این ممد فریبا دوباره برنگرده . دعا کن دعا دعا اسلحه مومنه . خدایا کاری کن انقلابیون بی خیال بشن برن به زن و بچشون برسن! بارالها طعم شیرین قدرت را به مذاق اصلاح طلبها تلخ بفرما! پروردگارا این محمود را از بلایا بدور گردان ! این اصلاح طلبها را چه قابل اصلاح باشند و چه نباشند ریشه کن و منکوب بگردان! ما  مردم نجیب و باحال را به حال خود رها بفرما! آمین یا رب الآلمین!

+ نوشته شده در 86/11/17 توسط صدرا | Balatarin Donbaleh

وقتی میگم این خانه از پای بست ویران است یعنی چی؟ باور کنید قصد داشتم دیگه چیزی ننویسم چون فکرمو خراب میکنه هم خود مطلب هم نظرات شما هر دو ذهن سوز و وقت گیر است. و من نه ذهنی برایم مونده و نه فرصتی. اما چه کنم آدم یه چیزهایی رو میبینه دیوانه میشه و دیگه نه وقت مهم میشه و نه ذهن. ... ادامه را ببینید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/11/07 توسط صدرا | Balatarin Donbaleh

تعزیت داشتن شیعه‌ی اهل حلب هر سالی در ایام عاشورا به دروازه‌ی انطاکیه و رسیدن غریب شاعر از سفر و پرسیدن کی این غریو چه تعزیه است


 روز عاشورا همه اهل حلب **باب انطاکیه اندر تا به شب
گرد آید مرد و زن جمعی عظیم **ماتم آن خاندان دارد مقیم
ناله و نوحه کنند اندر بکا **شیعه عاشورا برای کربلا
بشمرند آن ظلمها و امتحان **کز یزید و شمر دید آن خاندان
نعره‌هاشان می‌رود در ویل و وشت **پر همی‌گردد همه صحرا و دشت
یک غریبی شاعری از ره رسید **روز عاشورا و آن افغان شنید
شهر را بگذاشت و آن سو رای کرد **قصد‍ِ جست و جوی آن هیهای کرد
پرس پرسان می‌شد اندر افتقاد **چیست این غم؟ بر که این ماتم فتاد؟
این رئیس زفت باشد که بمرد **این چنین مجمع نباشد کار خرد
نام او و القاب او شرحم دهید **که غریبم من شما اهل دهید
چیست نام و پیشه و اوصاف او **تا بگویم مرثیه ز الطاف او
مرثیه سازم که مرد شاعرم **تا ازینجا برگ و لالنگی برم
آن یکی گفتش که هی دیوانه‌ای **تو نه‌ای شیعه عدو خانه‌ای
روز عاشوار نمی‌دانی که هست **ماتم جانی که از قرنی بهست
پیش مؤمن کی بود این غصه خوار **قدر عشق گوش عشق گوشوار
پیش مؤمن ماتم آن پاک‌روح **شهره‌تر باشد ز صد طوفان نوح
گفت آری لیک کو دور یزید؟ **کی بدست این غم؟ چه دیر اینجا رسید
چشم کوران آن خسارت را بدید **گوش کران آن حکایت را شنید
خفته بودستید تا اکنون شما **که کنون جامه دریدید از عزا
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان **زانک بد مرگیست این خواب گران
روح سلطانی ز زندانی بجست **جامه چه درانیم و چون خاییم دست
چونک ایشان خسرو دین بودهاند **وقت شادی شد چو بشکستند بند
سوی شادروان دولت تاختند **کنده و زنجیر را انداختند
روز ملکست و گش و شاهنشهی **گر تو یک ذره ازیشان آگهی
ور نه‌ای آگه برو بر خود گری **زانک در انکار نقل و محشری
بر دل و دین خرابت نوحه کن