تبليغاتX
لینکنا، مرجع لینکها و وبلاگهای فارسی اتوپیا، در جستجوی آرمانشهر ایرانی - تحليل منطقي تئوري "نمیگذارند"


اگر يك مدعي در توجيه ناكامي خود بگويد نگذاشتند يا نميگذارند ( يا چيزي شبيه آن مثل توطئه ميكنند ، كارشكني ميكنند، باند درست كرده اند، ....) آنگاه او در دفاع از خود از تئوري " نميگذارند " استفاده كرده است. 

اين تئوري به لحاظ رواني براي ايرانيان اثنی عشری ! بسيار مقبول است چون به لحاظ تاريخي نقش بي بديل قدرتهاي پنهان را در سرنوشتشان درك كرده اند .

اما به لحاظ منطقي حاوي حداقل پنج مغالطه است:

(مغالطه يعني استدلال نما. يعني آنچه كه ادعا ميشود دليل است اما در اصل دليل نيست.مغالطه انواع مختلف و فراواني دارد. در بسياري از كتابهاي مغالطه شناسي حدود 130 نوع مغالطه مادي شناسايي شده است)

  •  آزمون ناپذيري: بايد ازچنين  مدعي پرسيد : از كجا معلوم كه نميگذارند ؟ شايد همانها كه نميگذارند به شما گفته اند ( دوستانه يا با تهديد) كه به مردم بگو " نميگذارند" . چرا ما بايد باوركنيم.
  •   ارجاع به مرجع مبهم: همچنين بايد از او پرسيد : چه كس يا كساني نميگذارند؟ شايد اصلا اين يك توهم (به خطا افتادن) يا توهيم ( به خطا انداختن) باشد؟ چرا ما بايد باور كنيم؟
  • يك بام و دو هوا: و نيز بايد از او پرسيد: اگر رقباي شما هم بگويند نميگذارند يا نگذاشتند( چنانكه اتفاقا اين كار را كردند : خاتمي و دوستان) آيا بايد باور كنيم؟ اگر جواب شما مثبت است پس چرا آن وقت يا همين وقت حرف آنها را تاييد نكرديد؟ و اگر جواب شما منفي است پس چرا يك بام و دو هوا؟
  • بهانه جويي: بهانه جويي نيز نوعي مغالطه است.به نظر ميرسد بايد براي اين ادعا كه  تئوري "نميگذارند" بهانه جويي است دليل بياورم:امروزه مديريت يك نوع تكنولوژي است . ما در تكنولوژي فقط با فرمولها و مقادير(اعداد) سروكار داريم. تواناييها امكانات وفرصتها اعداد مثبتند و مشكلات تهديدها دشمنيها و ... هم اعداد منفي . كسي كه ميگويد من نميتوانم با اعداد منفي كار كنم نه تنها مدير لايقي نيست بلكه اصلا نميداند مديريت يعني چه؟ و يا اينكه ميدانند و بهانه ميكنند!
  • طرد شقوق ديگر: فرض كنيم واقعا كساني هستند كه نميگذارند . اما آيا اين استدلال براي توجيه ناكاميها كافي است؟ به عبارت ديگر يك ناكامي ميتواند علل مختلف داشته باشد: يك دسته علل داخلي (درون سازماني ، شخصي ، خودي و ...) و يك دسته علل خارجي ( دشمن ، بلاياي طبيعي ، و ...). حال آيا اين استدلال پذيرفتني است كه من همه علتها را كنار بگذارم و فقط به يك علت اشاره كنم؟

من اين پست را براي خودم سروده ام و براي خودم زمزمه ميكنم چون ميدانم صداي منطق در ايران ما شنيده نميشود.

+ نوشته شده در 87/01/31 توسط صدرا | Balatarin Donbaleh