
در این میان "مردم سالاری دینی" که بسیاری در صدد القای آن به جای "واژه نفرین شده دموکراسی" هستند، نوع نوینی از حزب سازی در ایران است که در دنیا بی بدیل است. "منبرهای مذهبی" و نیز "نهادهای شبه نظامی" و "مدیرت حساب شده انتشار اطلاعات در جامعه "، از مولفه های اساسی در این نوع "شبه دموکراسی" است. مدیرت حساب شده اطلاعات در جامعه، همان کنترل رقیب سیاسی با انواع مضیقه های تبلیغی و اطلاع رسانی، بويژه با ابزاری چون صدا و سیماست.
متاسفانه نهادهایی که مقرر بود برای حفاظت از کیان جامعه باشند امروز بصورت آشکار وارد جریان سازیهای سیاسی به سود تفکری خاص شده اند و امکانات و فرصتهای ملی و اجتماعی را که متعلق به آحاد مردم است را در اختیار عده ای خاص قرار داده اند. تفکری که علیرغم ظاهر مردم فریبش، نوعی "قدرت طلبی سیاسی" است تا فعالیت کردن برای رضای خالق و رفاه خلق!
چند صباحی است که در ایام انتخابات مشهد فهرستی به نام "هوالمطلوب" منتشر می گردد که قهرست مورد حمایت پایگاههای ب.. و برخی نهادهای خیریه و ... است. 5 نفر راه یافته به مجلس از مشهد (در دو مرحله) دقیقا افرادی هستند که توسط این فهرست در مساجد، پایگاههای ب...، در ایام انتخابات تبلیغ شدند.
گرچه در ناکامی رقبای اصولگرایان، عوامل دیگری نیز موثر بوده اند مثل: روی گردانی از انتخابات به دلیل اعتراضهای نهان و آشکار به روند اداره حاکمیت، ناکامی اصلاح طلبان در پیگیری مطالبات مردمی در گذشته ، اما نمی توان نقش این عامل غیر سازنده و مخرب را نادیده گرفت.
(این مطلب تا حدودی به دلایل شکست اصلاح طلبان از رزاویه ای دیگر می پردازد).
اگر قرار باشد روند اثر گذاری توسط چنین نهادهایی که از گرایشهای مذهبی مردم و نیز از بی اطلاعی مردم- به دلیل عدم نشر آزاد اطلاعات- سواستفاده می کنند، در انتخابات آینده نیز تکرار شود، باید فاتحه همین "دموکراسی نیم بند ایرانی" را خواند. چه اینکه بسیاری با توجه به عوامل غیر دموکراتیکی که در حال حاضر بر اجرای انتخابات درایران تاثر می گذارند، مدتهاست که امید خود را از برگزاری "انتخابات سالم و آزاد" بریده اند.
در این بین، اگر اصلاح طلبان بار دیگر قصد " مشارکت" و "هیزم شدن" در انتخابات را دارند، باید از هم اکنون به فکر باز سازی فکری و استراتژیک خود باشند. در مقالات بعدی به "آسیب شناسی جریان اصلاح طلبی در ایران و الزمات نفس کشیدن در فضای سیاسی ایران امروز" خواهم پرداخت.