تبليغاتX
لینکنا، مرجع لینکها و وبلاگهای فارسی اتوپیا، در جستجوی آرمانشهر ایرانی - نامه سرگشاده "جمعی از وبلاگنویسان " به خبرنگاران و گویندگان 30/20 (شما هم امضا کنید)

مقدمه: دیر زمانی است که برنامه های سیاسی و خبری سازمان صدا و سیمای ج. ا. ایران، بوِیژه برنامه 30/20 تبدیل به پایگاه پخش خبرهای روتوش زده، جعلی، برش یافته و قلب شده بر علیه گروه بزرگی از فعالان سیاسی، روشنفکری و نخبگان دگر اندیش شده است. از این رو لازم دیدیم مطالبی را به دوستان و خبرنگاران جوان در صدا و سیما و و احد مرکزی خبر متذکر شویم.

جناب آقایان و خانمها

نجف زاده،  دلاوری،  شریفی، رنجبران، کوه خضری، پارسی پور، ترکمندی و ....

 

 

1-      متاسفانه عملکرد گذشته و حال شما و مدیرانتان در رسانه انحصاری، بوِیژه در واحد مرکزی خبر و برنامه 30/20، بلایی بر سر "شرافت حرفه ای خبرنگاری" آورده، که دیگر کمتر کسی به اخبار صدا و سیما اطمینان می کند و برای کسب اطلاع از اخبار صحیح به سراغ شبکه های ماهواره ای می رود. داستان اخیر آقای خاتمی که یادتان هست؟ درباره صدور انقلاب حرف زده بود و شما از آن به عنوان یکی از مسئولین سابق یاد کردید؟ معلوم بود که شما حرفهای "برخلاف مصالح ملی" او را (از نظر شما) نپذیرید! ولی چرا آقای خاتمی که شخصیت مجربی در این نظام هستند و سی سال در بالاترین رده های اجرایی خدمت کرده اند، باید فقط مطابق میل شما و مصلحت اصولگرایان (نه به مصلحت نظام) سخن بگوید؟ چرا به حرفهای او اطمینان نمی کنید؟ چگونه است که حرفهای شخص سابقا دوم مملکت بر خلاف مصالح ملی می شود؟ چرا نمی گویید که حرفهای احمدی نژاد در مشهد نه تنها بر خلاف منافع ملی بوده که موجب صدمه دیدن به عقاید منتظران واقعی شده است؟ نکند رسانه ملی شما هم تحت مدیریت  امام زمان عج قرار دارد؟ چرا در قاموس شما، احمدی نژادی که در کمال ناباوری مدیریت خودش را با این وضع اسفناک گرانیها و مسکن واشتغال و تحریمهای جهانی به امام عصر (ع)نسبت داد محلی از انتقاد ندارد؟ بین خود و خدای خود! حرفها و کارهای احمدی نژاد برخلاف منافع ملت است یا خاتمی ؟! پاسختان چیست؟ جز این است که برخی دوستانتان "نمک گیر" دولت شده اند تا شب و روز چاپلوسی اش کنند؟ تنها کافی است برای جبران الطاف آنها، در انعکاس اخبار دولت و منتقدان دولت، گاهی کم بگوید، گاهی بیشتر بگوید، گاهی چیزی نگوید، گاهی با استفاده از بی اطلاعی مردم،  به منتقدان طعنه بزند، و گاهی موزیانه مظلوم نمایی کند! آیا کسی مانده است که به بی طرفی شما، که بارها به ناحق از آن دم زده اید، اعتقادی داشته باشد؟ 

 

 

2-      آیا یادتان رفته است که چه مفتضحانه با سخنان مهم و تکان دهنده وزیر سابق اقتصاد در مراسم برکناری اش برخورد کردید؟ از آن همه سخنان مهم که ریشه مشکلات اقتصادی ایران در سه سال اخیر را منعکس می کرد تنها به گریه وزیر سابق اقتصاد اکتفا کردید؟  { اینجا واینجا را با هم ببینید } آیا زدن خنجری به این بزرگی بر پشت کسی که دو و نیم سال وزیر این مملکت بود، نامردی محض نبود که تنها در خلق و خوی سران سازمان شماست؟ نگفتن حقیقتی به این ارزشمندی که با زندگی روزمره میلیونها انسان ارتباط مستقیم دارد، خدمت به این ملت است؟ چه نامی جز "خیانت" بر این کار شما می توان نهاد؟ مدیران شما در مقابل تاریخ چه پاسخی خواهند داشت؟ آیا گمان می برید که مردم متوجه نمی شوند؟ آیا با "تحمیق مردم" و "توده ها" می توانید انسجام ملی را تقویت کنید؟ چه دلیلی دارید؟ مگر جز این است که شما تصمیم گرفته اید به هر قیمتی شده، چهار سال دیگر این دولت ناکارآمد را بر مردم تحمیل کنید؟ شما با حمایت نامعقول و مغرضانه از دولت و نگفتن حقایق به مردم درباره ضعفها و ناتوانی های آن، چهارسال دیگر،  به جای نان، فلاکت و بدبختی به سفره های آنان خواهید برد! آیا شما در این جامعه زندگی نمی کنید؟ آیا نمی دانید که سیاستهای غلط دولت در این چند سال بسیاری از مردم را به خاک ذلت نشانده است؟  

 

 

3-      متاسفانه در موارد مشابه قضیه اخیر، هیچ گاه سخن از درستی یا نادرستی حرف آن "دوم خردادیها" یا "روشنفکران مهجور" نیست! حتی اگر یکی از مخالفان سیاسی مدیران سازمان  درباره "وضع هوا" با یک از شبکه های خارجی مصاحبه کند، با قطع و برش خبر به گونه ای در اخبار سیما القا می کنید که انگار آن "دوم خردادی وطن فروش" به امنیت ملی ضربه زده است! چه بسا در تایید صلاحیتهای اخیر مجلس، بیشترین تضییقات بر حقوق داوطلبان نمایندگی مجلس رفت و عده کثیری بی دلیل رد صلاحیت شدند، بدون آنکه مرجعی حاضر به پاسخگویی شود تا حقوق انسانی و شهروندی آن "بیچاره های سیاسی"  ایفا گردد. اما همینکه گله گزاری یکی از آنان به یکی از شبکه های خارجی کشیده شد، فریاد "وا اسلاما" و "وا وطنای" آقایان به هوا رفت که چرا نشسته اید، که یک "دوم خردادی وطن فروش" در واشنگتن، وطن را فروخت! و یادمان نرفته است شما که هیچ گاه پوشش درستی به رد صلاحیت داوطلبان و اعتراض آنان نداده بودید، پس از مصاحبه آن فرد با صدای آمریکا، هر چه در توان داشتید، برایش گفتید و ساختید و از قِبَل این موضوع،  کیسه ای هم به پشت همفکرانش در جبهه دوم خرداد کشیدید. تا مردم ببینند که بادکنک همه دوم خردادی های، سوراخ است! 

 

4-      چرا منافع ملی شما اجازه نمیدهد که بحث علمی آقایان سروش و سبحانی به دید عموم برسد؟! چرا اخبارتان درباره نخبگان و روشنفکران با دروغ پراکنی و جعل و تقطیع خبر همراه است؟ شما چه صلاحیتی در نقد افکار متفکرانی چون سروش دارید؟ به صرف اینکه "مقاله امروز کیهان" چنان گفته، می شود فردی را کوفت؟ اگر درست می گوئید میدان را باز کنید تا طرفین مجادلات علمی خود سخن بگویند! چه کسانی این نقدها را در اختیارتان قرار می دهند؟ نکند که بر شما هم به مانند آن کارگردان سینما، امر متشبه شده است؟ یا اگر جرات دارید مناظراتی از جنس "محمدرضا خاتمی و باهنر" را  بطور کامل از صدا و سیما پخش کنید! به راستی این رسانه ملی شما مال "کدام ملت" است؟ این ملتی که می گویید کجاست؟ فلسطین است؟ لبنان است؟ عراق است؟ بورکینافاسو ست؟ یا ...  چرا این منافع ملی فقط برای خودتان مفید است و به کار ملت نمی آید، مگر در روزهای انتخابات؟ چرا "ملیت ایرانی" این مردم فراموش می شود مگر در روزهای انتخابات که تازه یادتان می آید، ایرانی هست و تخت جمشیدی و ...از این رو برای تحریک مردم به رای دادن صبح تا شب روز برگزاری انتخابات، سرود  "ای ایران، ای مرز پرگهر" را بر روی تصاویری از تخت جمشید، پخش می کنید؟

 

5-          شما دوستان خبرنگار چگونه حاضر می شوید پا بر وجدان حرفه ای خود بگذارید و اینگونه تهمت پراكني كنيد علیه کسانی که هیچ حق پاسخگويي برایشان قائل نیستید: آیا دوم خردادیها امکان و فرصت مناسبی در  رسانه ملی در اختیار دارند تا از خود دفاع کنند؟ متاسفانه صدای آنها که هر روزه در اخبارتان انگشت اتهام شما به طرفشان است شنیده نمی شود. آنها نه سازمان صدا و سیمای تحت رهبری دارند و نه روزنام هایی مثل یالثارات و نه کیهان و نه پرتو (ارگان هیئت موتلفه) و نه  ... روزنامه هایی که محل اصلی توزیعشان، مراسم نماز جمعه است! اشکال اساسی برنامه شما آن است که اخبار و حاشیه های خود را مطابق سلیقه سایتها و روزنامه های مهجوری مانند کیهان و ... انتخاب می کنید. مطبوعاتی که کمترین تیراژ، جایگاه و مقبولیت را در بین آحاد مردم، جوانان و نخبگان دارند اما به برکت کار شما، بیشترین برد خبری را به خود اختصاص می دهند! 

 

6-           آیا مخاطبان عادی شما که درصد بیشتری از کل مخاطبان را تشکیل می دهند، می توانند بین یک "برنامه تحلیلی" و یک "برنامه تبلیغی" فرق بگذارند؟ آیا آنها بین برنامه های "هویت" و "چراغ" و "بیست و سی" تفاوتی قائل می شوند؟ تردیدی نیست که مخاطبان عام در بازشناسی سره از ناسره ، تفاوتی بین مخالفان واقعی نظام (سلطنت طلبانی از طیف هخا ) و منتقدانی (از طیف دکتر سروش) قایل نیستند. آنهم نه سروشی که نظام میگوید بلکه سروشی که هست و دانشجویان و طلاب آزاده میشناسند. ایرادی ندارد که مخالف نظرات سیاسی دیگران باشید، اما لااقل آزاده باشید و از امکانات عمومی و بیت المال در جهت تخریب دیگران استفاده نکنید! آنهم به ناجوانمردانه ترین روشها، با "قلب حقیقت " و "تقطیع خبر"! آیا مخاطبان میلیونی و عادی شما، از "انگیزه های جنگ روانی" شما علیه مخالفانتان در انعکاس اخبار باخبرند؟ آیا آنها با شیوه های "جعل" و "برش" اخبار آشنایند؟ خوشا به حالتان! برنامه ای را پخش می کنید بدون آنکه هراسی از باسخگویی و نقد آن داشته باشید تا عیاری از میزان "درستی" و "نادرستی" خبرهایتان در پیش افکار عامه مردم مکشوف کند!  

 

7-      شما امروز و فردا در دادگاه وجدانتان آسوده نیستید. چرا که اخباری را برای کوبیدن مخالفان سیاسی خود منتشر می کنید که خود از "خلاف واقع"بودن آن باخبرید! ممکن است خود را بی تقصیر بدانید و بگوئید که کارمند و حقوق بگیر سازمان هستید و اخبار و خط مشی ها از سوی تهیه کنندگان و سردبیران سیاسی سیما به شما دیکته می شود. اما اینگونه نیست. شما اگر چه مامورید، ولی مطمئن باشید که معذور نیستید. مدیران سیما، به بهانه حفظ دین و نظام، ولی برای پیگیری اغراض سیاسی خود حق ندارند چنین سخیفانه شما را مجبور به بازگویی اخبار نادرست و تهیه گزارشهایی مغرضانه علیه افراد ، روشنفکران و گروههای دیگر نمایند. بی شک عملکرد امروز شما از دیدگان هوشمند نخبگان جامعه مخفی نیست. اگر چه مردم عادی با ترفندهای صدا و سیما از حقیقت اخبار مطلع نمی شوند، اما جوانان و نخبگان آگاه جامعه، از راههای گوناگون به اخبار صحیح و درست دسترسی دارند. و وای بر متلمقان دروغگویی که رسوای مردم اند! ما همگی خدا را شاکریم که چون شما در موقعیتی قرار نگرفته ایم که مجبور باشیم هر دروغی را سرهم کرده و به خورد ملتی دهیم که بواسطه انحصارات ایجاد شده توسط صدا و سیما از شنیدن حقیقت محرومند.

 

 

 

8-           بر خلاف برخی از تحلیلهای شما، ما امضا کنندگان این نامه، "مرید خاتمی"، "پیاده نظام دوم خرداد" و یا "پامنبری اصلاح طلبان خائن وطن فروش و ..." (به زعم برخی از دوستان شما) نیستیم. ما مرید و مرعوب اشخاص رسمی حکومت و یا متملق گوی رئیس، وزیر و سخنگوی دولت یا هر صاحب منصبی دیگری هم نیستیم.

                                             ما اساسا به حکم انسانیت خود حق نداریم به انسانی دیگر ابراز بندگی و نوکری کنیم  و پای علم هر نورسیده ای سینه بزنیم. شب و روز مجیزش بگوئیم. در تبش بمیریم و برای لبخندش برقصیم! مسئله چیز دیگریست.

 دغدغه ما، افول اخلاق است. دغدغه ما افول انصاف است. از بین رفتن اصلی ترین ارزشهای انقلابی است که شب و روز در صدا و سیما از آثار و برکاتش سخن می رانید. و رواج زشت ترین پدیده های ضد انسانی و ارزشی. اکنون به برکت روشهای  نادرست سازمان متبوع شما در انعکاس حقایق و کاستی ها، با جامعه ای روبرو هستیم که در دروغ و تملق و ریا غرق شده و  تظاهر به دینداری بدل به رویه ای رایج و موثر شد ه است برای کسب قدرت ، نام و نان! سازمانی که هنوز نتوانسته است تکلیف خود را با انبوهی از تناقضات مشخص سازد. رسانه ای که در سیمای آن نمایش ادوات موسیقی سنتی برای جریحه دار نشدن مومنان حرام است ولی نشان دادن زنان نیمه عریان و عشوه مجریان و هنرپیشگان آزاد!

 

 

9-      ما نه شیفته روشنفکرانی از جنس دکتر سروش و ... هستیم که گاه و بیگاه به ناحق مورد ظلم واقع می شوند و نه فریفته چندم خرداد یهای از همه جا رانده! ما دوست داریم به این توصیه امیرمومنان علی ابن ابیطالب ملتزم باشیم که : مبادا به "ابن ملجم" ظلم کنید! انسان منصف اگر بشنود یک صدای بلند حتی در حق ابن ملجم ظلم میکند ساکت نمی نشیند. ما هنوز هم به کلام امام بزرگ انسانیت و آزادی – علی ع – معتقدیم که اگر مسلمانی بشنود که در جامعه او، به زور خلخال از پای زن مسیحی کشیده اند، وا او ازاین درد و اندوه بمیرد بر او ملالی نیست. به راستی! جامعه "عدل علوی" که شب و روز از ماذنه های سیما در گوش مردم تکرار می شود، چقدر به این بیان علی (ع) نزدیک است؟ افسوس که عدالت و  انصاف هم در این روزها به مدد دولت مهروز، دچار تورم و احتکار شده است! دچار همان جار و جنجالهای مافیایی!

10-        ما به حکم انسان بودن منصف هستیم. واکنش طبیعی آدم منصف این است که اعتراض کند. با بلندترین صداها! اعتراض کند که چرا از ناآگاهی مردم سو استفاده می کنید؟ چرا  علیه کسانی که به اندازه "سن شما" به این کشور خدمت کرده اند، خبرهای کذب می سازید؟ چرا علیه کسانی که به آگاهی و تعالی جامعه می اندیشند، برنامه سازی می کنید؟ چرا پاسخگو نیستید؟ چرا دروغ و تملق را می گسترانید؟ چرا گمان می کنید که این "نظام" و "کشور " جزء ملک شخصی تان است و تنها شما شایسته راهبری و هدایت مردم هستید؟ و بهترین شیوه برای سعادت مردم در نزد شماست؟! شمایی که گاهی نیز برای متبرک شدن دروغهایتان از حافظ و مولانا مایه می گذارید!

11-    ما امید وافر داریم که این روزهای سانسور و سیاهی هم به سر خواهد رسید و نسیم آزادی و آگاهی در این سرزمین خواهد وزید. چه شما و مدیران سازمانتان بخواهید یا نخواهید! امیدواریم آن روز دیرتان نشود!

 

                                                                  جمعی از وبلاگنویسان جوان

 

شهروند اصفهانی ، kamel ،  فرزین ، سید ا. محمدی، رضا ، بهزاد عبدی ، علی علی اکبری ، یک خراسانی ، هزاردستان، لوگوس، من و تو اسبق! ، یاسر میردامادی، مجمع جوانان اصلاح طلب، اسماعیل حق پرست، مریم ، نیما، پوتین، یادداشتهای ...، شیخ عبدالله شاهینی، خسروبیگی، ابوالقاسم بیات، عماد بهاورِ، فرزاد مشیریِ ِ، کوروش آنلاین ، یک یزدی،  shahvali ، taksite، عماد الفبا، آماتور، منتظر، هنگامه شهیدی، مصطفی رسته مقدم، منتظر، حمید رضا، کامیار،

 (امضاکنندگان تا ..)

 


از دوستان وبلاگنویس، درخواست می شود در صورت موافقت با محتوای این نامه و داشتن تمایل به امضای آن، نظر و لینک خود را در قسمت نظرات وارد نمایند.

تذکر1: برای اطمینان از درستی امضا ها و تعلق آن به صاحبان وبلاگها، لطفا لینک این مطلب را در وبلاگ خود بیفزایید.

تذکر2: از نظرات دوستان عزیز در بهبود و ویرایش متن فوق استقبال می شود.

تذکر 3: ثرگذار، خواهشمند است به اطلاع سایرین هم برسانید.

 

تذکر۴: از آنجایی که انتشارنسخه اول این نامه، با استقبال زیاد خوانندگان مواجه شد و نظرات سودمندی از سوی آنان رسید، کوشش نمودیم آنها را در  بازنویسی نامه تکمیلی  مد نظر قرار دهیم. 


 

تکمیلی 1: محمد دلاوری، خبرنگار 30/20 در پاسخ به اعتراض یکی از بینندگان 30/20 چنین نوشته است:

 

"دوستان طرفدار مدارا و آزادی بیان انگار مثل همیشه از هر استدلالی بی نیازند........ظاهرا به جاي حساس خورده برادر! ...کسي که با خبرنگار فاکس پشت پرده دل ميدهد و قلوه ميگيردبايد از وجدانش شرم کند و کسی که کورکورانه از اين ادم ها طرفداري مي کند ."  


تکمیلی 2:  سيد مهدي شريفي ، خبرنگار 30/20 در پاسخ اولیه خود چنین نوشته است: رنجنامه شما مشحون از دغدغه های هم ملی است و هم لاپوشانی های جناح گرایانه که از بیان آن غفلت کرده اید.
در حال حاضر سرگرم ساخت مستند سیره عملی امام خمینی هستم که پس از آن با شما که فقط نقد یک سویه را انتخاب کرده اید به بحث مینشینم.

اتوپیا: جناب شریفی! با تشکر از شما، بی صبرانه منتظر پاسخ و نقد شما می مانیم.


مرتبط: دروغ پردازی دوباره برنامه 30/20 علیه دوم خردادیها توسط یک راپورتچی!

+ نوشته شده در 87/02/25 توسط سعید | Balatarin Donbaleh