
۲ – ترکيب سخنرانان به گونهای بود که همگی يا موافق دولت و سياستهای آن بودند و يا از تشکلهای کانونهای فرهنگی - هنری و شوراهای صنفی بودند. نمايندگان کانونها که میبايست از مشکلات کانونها میگفتند و دبير شورای صنفی هم مجبور بود که از مسائل صنفی سخن بگويد و عملاً نمايندهای از تشکلهای مخالف سياستهای دولت نهم وجود نداشت. چرا که اساساً تشکلی وجود نداشت و انجمن اسلامی دانشجويان که تنها نهادی بود که منتقد دولت و سياستهايش به حساب میآمد، توسط دانشگاه قلع و قمع شده است. حال همان سؤالات فرهنگی و صنفی هم که پرسيده شد از سوی شما بی جواب ماند و پاسخی که در خور شأن دانشجويان پلیتکنيک باشد از شما شنيده نشد و جوابها همگی موضوعات مضحکی بود که به درد سفرهای استانی شما به روستاهای دورافتاده میخورد.
۳ – "افتخار اين دولت اين است که بازترين فضای سياسی را در طول تاريخ کشور ايجاد کرده"، "با آزادی در اين مملکت راه میروند و باز میگويند آزادی نيست و خفقان است." جناب دکتر شايد تنها موردی که هنوز سلب نشده باشد، همين راه رفتن مردم است. اگر فکر کردهايد که خفقان يعنی اينکه حق راه رفتن و نفس کشيدن هم از مردم گرفته شود، اگر معنی آزادی و خفقان در ديد شما اين است، بگوئيد. از نظر ما کتک خوردن دانشجو مقابل چشم رئيسجمهور، تعطيلی تشکلهای منتقد، تعليقها، توبيخها، نزديک به ۲۰ مورد حکم اوليه تعليق، ۳ حکم تعليق تائيد شده، ۳ دانشجوی ممنوع الورود به دانشگاه، اخراج يک دانشجوی دکترا (متين مشکين) آن هم دانشجويی که شايد از خود شما فعاليت علمی و مقالات ISI بيشتری داشته باشد، عدم ثبتنام ياشار قاجار و روزبه رياضی در مقطع کارشناسی ارشد، بسته شدن بيش از ۵۰ فايل آموزشی در ابتدای سال تحصيلی، فقط در يک دانشگاه و به جرم انتقاد مصداق خفقان است. فشار وارد شده به نشريات که علاوه بر توقيفهای نشريات منتقد دولت، با تهديد مکرر، ايجاد مانع در مسائل مالی، ممنوعيت در توزيع آزاد و در آخرين اقدام محدوديت در تکثير با تهديد چاپخانهها و مراکز کپی بر نشريات مستقل وارد شده است، هيچ نشان از آزادی ندارد. البته شايد مصداق سخن شما کيوان انصاری و شايد هم اکبر محمدی باشد.
۴ - "شنيدم که عدهای از دانشجويان میگويند، عدهای از دانشجويان سه ستاره شدهاند، آنها با اين ستارهها ستوان يک شدهاند" جناب رئيسجمهور نمیخواهد نظامی بودن خود را به رخ ما بکشيد. میدانيم درجهها را حفظيد. ما به ستوان شدن که هيچ به ژنرال شدنش هم افتخار نمیکنيم، اين درجهها را به نوچههای شبه نظامی خود در بسيج بدهيد، ما نيازی به ستارههای شما نداريم. بدهيد به آنها که برای ستوانی سر و دست میشکنند و برای ترفيع خبرچين اطلاعات شدهاند. از شخصی در جايگاه رئيسجمهور بعيد است اين چنين بی منطق و هزل گونه يکی از مهمترين دغدغههای دانشجويان را به باد تمسخر بگيرد.
۵ - جناب آقای احمدینژاد معترضين در سالن با وجود اينکه بيش از نيمی از سالن از صبح توسط غير پلیتکنيکیها پر شده بود، اقليت نبودند. اگر نسبت به دانشجويان مهمان! از امام صادق و امام حسين هم که در جلوی سالن بودند مقايسه کنيد، باز هم در اقليت نبودند. مگر اينکه شما هم سالن را از ديد دوربين صدا و سيما ديده باشيد. جناب دکتر! دانشجونما آن نان به نرخ روزخورهايی هستند که برای مجلس گرمی ساعت ۶ صبح از امام حسين، اتوبوس اتوبوس به اين طرف و آن طرف می روند تا در ملاقاتها و سفرهای استانی حنجره پاره کنند و به خاطرات شما گوش دهند. اگر تهمت زدهايد که به خدا واگذارتان میکنيم ولی اگر مدرکی بر عامل بيگانه بودن دانشجويان داريد، آن کتکهايی که زديد کم بود. مدرکتان را رو کنيد ما خودمان چوبهدارش را میآوريم!
۶ – گفتهايد اساتيد هيچ گاه بازنشسته نمیشوند. فقط يک خفاش حرفهای میتواند در روزِ روشن خورشيد را انکارکند، جناب آقای دکتر چگونه تکذيب میکنيد. برای پيرزنهای روستاهای دورافتاده که صحبت نمیکنيد. دانشجويان ديدهاند! چگونه شعور دانشجو را آنقدر پايين تصور کردهايد. کاش شهامت تائيد کارهای خود را داشتيد و رو به کل گويی و هزل نمیآورديد.
۷ – دانشجو با توجه به مؤلفههای ذاتيش در مقابل فشار عکس العمل سريع نشان می دهد و نمیشود تمام آرمانهای او را زير پا له کنيد. نمیشود روز قبل از حضورتان نيروهای انتظامی به دانشجويان حمله کنند و با باتوم به مهرورزی با دانشجو بپردازند. نمیشود دانشجو را تهديد کنيد، در همان جلسه ضرب و شتمش کنيد، بزنيد، ببريد و آيندهاش را نابود کنيد و دانشجو برايتان سوت و کف بزند. جناب دکتر اگر عکس شما آتش گرفت، عاملش طرفداران شما بود که با وجود اينها از هر دشمنی بینيازيد. وقتی دانشجو را منافق می خوانند، وقتی انجمنش را تخريب میکنند، شوراهايش را محدود میکنند، نشرياتش را توقيف میکنند، دانشجو نمیتواند ساکت بنشيند و فرياد نکشد. دانشجو مديون هيچ جريانی نيست که مثل برخیها تحت هر شرايطی سنگ شما را به سينه بزند؟ البته شايد از شما که به جای بحث و تبادل نظر، دانشجو را به فرياد کشيدن دعوت و توصيه میکنيد نبايد جز اين انتظار داشت.
با توجه به تمامی موارد بالا برای سرپوش گذاشتن بر فضاحت برنامه دوشنبه جمعی به حضور شما دعوت شدهاند تا با شما صحبت کنند و يک شوی تبليغاتی و سياسی برای شما بازی کنند. تا نقصان برنامه دوشنبه که تبليغی برای انتخابات ۲۴ آذر بود، جبران گردد. اما بدانيد صدای برآمده از پلیتکنيک صدای دانشگاهها و صدای واقعی ملت ايران بود. صدای فرد نبود که با تهديد و تطميع آن را از بين ببريد. دانشجويان مستقل از حاکميت اين دعوت را نمی پذيرند و اگر حرفی داريد و اگر میخواهيد حرفی بشنويد دوباره به پلیتکنيک بياييد. البته اين بار به دعوت دانشجويان پلیتکنيک بياييد و مهمان دانشجويان پلیتکنيک باشيد نه اينکه مهمان ناخوانده مديريت انتصابی و تشکلهايی که مجموع طرفداران آنها ۵ درصد دانشجويان پلیتکنيک را شامل نمیشود، شويد. اين بار به جای اينکه در جمع امام صادقیها و امام حسينیها صحبت کنيد در جمع پلیتکنيکیها به بيان سخن بپردازيد و آيا بدون سوت و کف آنها که مدعیاند ۲۰ ميليون نفرند میتوانيد دانشجو را به بازی بگيريد؟
با تشکر
دانشجويان واقعی پلیتکنيک
تکمله: مديريت دانشگاه اميرکبير از جمعی از دانشجويان اين دانشگاه دعوت کرد تا روز پنج شنبه به ديدار محمود احمدی نژاد رفته و از نزديک و در فضايی آرام مسائل و مشکلات خود را با وی در ميان بگذارند. گفتنی است جمع کثيری از دانشجويان مدعو را مانند هميشه دانشجويان بسيجی تشکيل می دهند. از سوی ديگر جمعی از دانشجويان پلی تکنيک نامه ای خطاب به احمدی نژاد نوشته و پيرامون ديدار وی از دانشگاه اميرکبير توضيحاتی داده اند. به خاطر انتشار اين نامه، دانشجويان غيربسيجی که از سوی مديريت دانشگاه برای ديدار با احمدی نژاد در روز پنج شنبه (امروز) دعوت شده بود، با انتشار نامه ديگری از اين ديدار اعلام انصراف کرده اند. متن اين دو نامه به شرح زير است:
بسمه تعالی
جناب آقای محمود احمدینژاد
با توجه به نامهای که توسط دانشجويان پلیتکنيک در پی وقايع اخير خطاب به شما به نگارش درآمده است و در آن مواضع دانشجويان پلیتکنيک نسبت به اتفاقات اخير اتخاذ گرديده است، لذا حق شرکت در برنامهی ديدار با جنابعالی به واسطه احترام به رای دانشجويان از اينجانبان سلب میگردد. برای اطلاع شما از نامه مذکور و همچنين تسريع در رساندن پيغام دانشجويان، اين نامه پيوست میشود و به اطلاع دانشجويان نيز رسانيده می شود تا هم از اقدام ما مطلع گردند و هم مراجعهی عدهای ديگر لازم نباشد.
با تشکر
نگار زمانفر – مجيد سادهدل – مهدی سعيدیپور – علی صابری – راحيل عادلی – مهيار عبدالصمدی – مصطفی غفوری – مازيار کريمی – مجتبی کلانتری