
خوشم آمد از ده نمکی. خوب زد توی برجکشان. همه هیمنه و دکل و سازو برگشان را ریخت پایین! نشان داد هنوز یک رزمنده است. یک عملگرای خالص. نه مصلحت اندیش سیاست پیشه.
ده نمکی دیشب ترمزش برید. با یک بمب کمری خودش را انداخت وسط بزم اختتامیه جشنواره. خودش را منفجر کرد تا همه چیز را افشا کند.

خوشم آمد از ده نمکی. نه اینکه من طرفدار ایده های سیاسی او باشم. و نه اینکه فیلمش چقدر استحقاق توجه داوران (و البته مسئولین) را داشته یا نه!
از این خوشم آمد که حرفش را توی دلش نگه نداشت.حرفی که مثل خوره افتاده بود به جانش. اعتراضی که کسان دیگری مثل طالبي، جعفرپناهي، مازيار ميري و مريلا زارعي درسالن سينماهاي رسانه ها، فقط "غرش" را زده بودند. تو گویی که کار ده نمکی، دل خیلی از ناراضیان جشنواره را خنک کرد. خنک از اجحافی که در حقشان شده. نوع نگاه پرستویی به ده نمکی را در اختتامیه مرور کنید:"جانا سخن از دل ما می گویی". پرستویی که در پایان برای همگان "صبر" آرزو می کند!
بی شک روان شناسی ده نمکی ساده تر از دیگران است. تو گویی با صدای بلند فکر می کند و به ندرت دچار عاقبت اندیشی می شود. گذشته اش بخوبی این را نشان می دهد. او در مراسم اختتامیه جشنواره، حرفی را زد که اگر در دلش میداشت، شاید از فرط بیعدالتی و ظلم می ترکید. هیچ وقت خودش را نمی بخشید. او نتوانست بی تابی اش را مخفی کند. و بصورتی رک و صریح اعتراض کرد. اعترا ض او مسلما به اعمال سلیقه دولتیها در جشنواره بود. اعتراض به توپخانه کیهان! اعتراض به همفکران دیروزش: "شنیده می شود معاونت سینمایی وزارت ارشاد، "اخراجی ها" را از نظر "ادبیات گفتاری" و "ارائه چهره ای منفی از یک رزمنده"، اثری هنجارشکن دانسته و این نظر غیر رسمی ارشاد، در رای یکپارچه منفی داوران به این فیلم موثر بوده است." (سایت الف)
از طرفی دیگر مسعود چشمه دیگری از واقعیتهای جامعه ما را دید و با تمام عناصر وجودش چشید. او پی به واقعیتهایی برد که جامعه همه جوره با آن دست به گریبان است. پی به حب و بغض هایی که به وفور در جامعه پیدا می شود. فهم این مقوله بهترین جایزه برای او درجشنواره فجر است.
آقای ده نمکی!
گفته ای: سینمای ما شبیه سیاست ماست همان باند بازی و مافیا و انحصار طلبیها..
اما من می گویم تنها سیاست ما که نه! همه چیز ما عین سینمای ماست! تمام رفتارهای سیاسی و اجتماعی ... و همه چیز ما.
اکنون شاید فهمیده ای که مشکل اساسی جامعه ما چیست! چیزی فراتر از مهجوری رزمندگان، خون شهدا، افول ارزشها و ....
مشکل ما معمای عدالت و آزادی است. این مشکل را حل نکنیم هیچ گرهی را از مشکلات خود باز نکرده ایم.
کار بعدی ات شاید این باشد، گل خواهد کرد.
مطلب مرتبط: جامعه شناسی ده نمکی در ""در رثای ده نمکی و اخراجیهایش